نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان روزگار جلد دوم آزاد

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
جمعه ۴ مهر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان روزگار جلد دوم آزاد

دانلود رمان روزگار جلد دوم آزاد . سرگرد روزگار توتونچی پسر آزاد توتونچی(رمان “آزاد”
رمان آزاد | shaghayegh_h96 کاربر انجمن نگاه دانلود) آدمی هست که کارش براش خیلی مهمه، پرونده‌ای رو قبول می‌کنه

که اون رو درگیر می‌کنه؛ درگیر دختری که پر از نقطه‌های تاریک هست. دختری که یه کلاف سردرگم هست! ببینیم کدوم

می تونند موفق بشند و مسیر زندگی دیگری رو تغییر بدن؟ سرنوشت اون‌ها رو به کجا می‌کشونه؟

دانلود رمان آزاد اندروید،جاوا،pdf،ایفون جلد اول

نام رمان : روزگار(جلد دوم آزاد)
نام نویسنده : shaghayegh_h96 کاربر انجمن نگاه دانلود
ویراستار: ZrYan
ژانر :عاشقانه_پلیسی

یه شبایی اصلا نگذشت، اما ما ازش گذشتیم…!
یه شبایی هم بد گذشت، سخت گذشت.
یه شب هایی داد زدیم، اما جز دلمون هیچ‌کس صدامون رو نشنید…!
یه شبایی همه چیز بود به جز اونی که باید می‌بود!
یه شبایی هوا عجیب دو نفره بود، اما همون شبا ما بودیم و تنهاییمون.
یه شبایی نفسمون برید از این همه بغض.
یه شبایی نفس کم آوردیم، اما دووم آوردیم!
یه شبایی فقط زنده بودیم…زندگی نکردیم…!
یه شبایی زنده هم نبودیم..فقط بودیم..همین!
حالا یک دقیقه سکوت به خاطر همه این شب‌هایی که با اندوه سپری کردیم.
شب‌هایی که شاید بارها و بارها توی تنهایی‌هامون شکستیم و هیچ‌کس نفهمید، جز دلمون. دلی که بازی خورده بود و بوی سوختگی می‌داد.

قسمتی از داستان :

_پیاده شو!
+چرا اومدیم این‌جا؟
_خودت چی فکر می‌کنی؟
کمربندش رو باز کرد.
_فکر می‌کنم اون قدر عاشقمی که دوری‌ام رو نمی‌تونی تحمل کنی!
یه تای ابروم رو بالا دادم. پوزخندی زد و از ماشین پیاده شد. ماشین رو دور زد و در سمت من رو باز کرد. نگاهی به چهره‌ی

خشکش کردم و پیاده شدم. نگاهم به ساختمون افتاد، یه ساختمون دو طبقه با نمایی سفید که به زیبایی ساخته

شده بود. روزگار جلوتر از من راه می‌رفت. من هم پشت سرش بودم. به در ورودی که رسیدیم، در باز شد

 

دانلودرمان براي اندرويد،تبلتJarدانلود رمان براي جاواPDFدانلود رمان براي کامپيوتر ، ویندوزePubدانلود رمان براي آيفون،ايپد،،اندرويد،تبلتZipدانلود رمان پی دی اف بصورت zip

رمز فايل : www.negahdl.com

چه امتیازی می دهید؟
5 / 5.00
[ 1 رای ]
1,728 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 183
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


تبلیغات متنی