نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان زخمی به یادگار

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
پنج شنبه ۶ آذر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان زخمی به یادگار

خلاصه رمان:
زندگی یک دختر رو نشون میده ،یک دختر ۱۷ ساله رو ،یک دختر که تنها دل خوشیش مادرشه و اونم روزگار ناجوانمرد ازش میگیره
اما بعد مرگ مادر و خوندن وصیت نامه حقایقی اشکار میشه که دنبال کردنش خالی از لطف نیست تقدیم به تمام آنانی که هنوز هم تکه ای از آسمان در چشمانشان وتجسمی زیبا از خاطره ایثار جرعه ای از دریا در دستانشان گل های سرخ در معبد ارغوانی دل هایشان به یادگار مانده است .
 
قسمتی از رمان:
کمی مکث کرد وپاکتی طرفم دراز کرد و گفت اینو مادرت سفارش کرد بعد مرگش بهت بدم ….خدای من چی بود اززش گرفتم بعدم گفت تا چند روز دیگه اسناد سهام و حساب بانکی رو درست میکنه که به نامم بشه و رفت …
پاکت رو باز کردم . شروع کردم به خوندن هرچی بیشتر جلو میرفتم حالم بدتر میشد پاهام قدرت نداشت و نشستم برگه از دستم سرخورد وافتاد …
چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
1,000 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 236
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


مطالب محبوب
تبلیغات متنی