نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان زرد pdf مخصوصی موبایل و کامپیوتر

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان زرد pdf مخصوصی موبایل و کامپیوتر

دانلود رمان زرد

 

خلاصه:

دانلود رمان زرد داستان درباره‌ی دختری به نام آذین هستش؛ آذین نقاشه و تا بیست سالگی زندگی نرمالی داره… اما طی تصادفی نمایشی و از قبل برنامه ریزی شده کشته می‌شه و وارد لِوِل تازه‌ای از زندگی می‌شه و متوجه می‌شه اون کسی که تا به حال فکر می‌کرده نیست!

سطح رمان: برگزیده

پیشنهاد می شود

دانلود رمان فرزند خاموش

دانلود رمان اشکِ عشقِ آتشین

دانلود رمان فاصله ی جانبی

مقدمه:

چشمانش را به آرامی برهم می‌گذارد!

صدای ضربان قلبش را به وضوح می‌شنود.

دستش را مشت می‌کند و نفس عمیقی می‌کشد.

همه چیز حاضر است!

او می‌تواند؟ شاید!

چشمان بسته‌اش را به روی دنیای دیگری باز می‌کند.

ل**ب‌هایش از هم فاصله می‌گیرد و طنین کلمات جادویی‌اش در فضا پخش می‌شود.

تنش به لرزش در می‌آید؛ سرش به دوران می‌افتد و خون سیاهی همچون سیل از دهانش خارج می‌شود.

توان راه رفتن هم ندارد.

روی زمین می‌افتد.

حالا دیگر چشمانش،

آن چشمان اسرار آمیز

تنها تاریکی می‌بیند و تاریکی!

نه! او نتوانست.

زرد”

دانلود رمان زرد

(فصل اول)

به برخورد قطرات درشت باران به شیشه ماشین خیره شده بودم؛ سپس با ناامیدی نگاهی به بادیگاردی که من رو همراهش فرستاده بودن کردم و برای بار دوم پرسیدم:

– چرا اینجاییم؟

مرد، بدون اینکه واکنشی به حرفام نشون بده از ماشین پیاده شد؛ با فکر اینکه منم اجازه پیاده شدن دارم، به محض پیاده شدن مرد، از ماشین خارج شدم و تکرار کردم:

– چرا اینجاییم؟

و بازم همان جواب، سکوت.

این‌بار نگام طولانی‌تر شد؛ هیکلی ورزیده و درشت، قد بلند حداقل ۱۹۰سانتی متر و سری طاس.

کت و شلوار و پیراهن مشکی به تن کرده بود، شاید برای مراسم عزا حاضر شده بود و من بی‌خبر بودم؛ یعنی نمی‌شنید چی می‌گم؟ حتما هم کره هم لال!

بازم باوجود اینکه می‌دونستم جواب نمی‌ده، گفتم:

– خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم حرف بزن، ما چرا اومدیم قبرستون؟

نه مثل اینکه واقعا کر و لاله.

– هی یارو با توام، حرف بزن!

خیره خیره نگام کرد و بعد بی‌تفاوت دست به سـ*ـینه ایستاد.

چیزی نگذشته بود که اتومبیل مشکی رنگی درست کنار ما متوقف شد؛ مرد صاف ایستاد و به من نزدیک‌تر شد، خواستم ازش دور بشم که چشمم به کلت مشکی رنگش خورد؛ رنگ پریده بی‌حرکت ایستادم.

  • نام رمان:زرد
  • نویسنده:I.yasi کاربر انجمن یک رمان
  • موضوع:تخیلی، ترسناک، عاشقانه
  • طراح:braveays
  • تعداد صفحات:۵۵۲

 

 

چه امتیازی می دهید؟
5 / 1.00
[ 1 رای ]
965 views مشاهده
برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 240
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


تبلیغات متنی