نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان زن کمانگیر اندروید،pdf،ایفون

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
چهارشنبه ۹ مهر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان زن کمانگیر اندروید،pdf،ایفون

رمان زن کمانگیر

نوشته رویا رضوی

ژانر رمان : اجتماعی/عاشقانه/معمایی

خلاصه ی رمان : آرش آریا بعد از دوازده سال به دلیلی نا معلوم از پاریس به زادگاهش تهران بازمی گردد . دختری جوان به عنوان یک دوست صمیمی به پدر و مادرش نزدیک شده و آرش در این سفر تلاش می کند تا علت دوستی این دختر با پدر و مادرش را بفهمد . در این سفر به این نتیجه می رسد که این دختر جوان ربطی به گذشته رمز آلود خانوادگی اش دارد . اما آیا آرش آریا ؛ شقایق مهرجو را به خوبی شناخته ؟

« مقدمه »
این رمان اقشار مختلف گوناگون جامعه و مردم دنیا را در بر می گیرد . و وجود این آدم ها در رمان به هیچ وجه به منزله ی نفی یا بالا بردن انسان های دیگر دنیا نیست . در این رمان تلاش شده با دیدی منصفانه با طرز تفکر انسان های مختلف از هر قشری برخورد شود . و در آخر قضاوت با خود خواننده است .
با تشکر !
رویا رضوی

قسمتی از داستان :

راننده به خاطر فریادهایی که سرش می کشیدم تا جایی که می شد پایش را روی پدال گاز فشرد . به جز مسیر پیش رویم هیچ چیز را نمی دیدم . تمام دنیا رنگ باخته بود . این شهر خاکستری با تمام شکوه و جلالش سیاه شده بود . سیاهِ سیاه ! ماشین هنوز کامل متوقف نشده بود که خودم را از ماشین به بیرون پرت کردم و دوان دوان وارد ساختمان بیمارستان شدم . نفس زنان جلوی استیج اطلاعات ایستادم و به زحمت ذهنم را متمرکز کردم تا مشخصاتش را به زبان بیاورم . با یاد آوری مشخصاتش انگار جـانم تا حلقومم بالا می آمد . تا شماره ی اتاق به گوشم خورد باز هم دویدن را از سر گرفتم و خودم را به آن اتاق رساندم … دستم را روی دستگیره گذاشتم و نفسی گرفتم … تمام اعضا و جوارح بدنم نبض می زد … اَگرها و مَگرها نفسم را بند آورده بودند … دل به دریا زدم و وارد آن اتاق کذایی شدم .

این رمان چاپ شده و لینک های دانلود حذف شد 

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
940 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 184
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


تبلیغات متنی