نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان سراب جلد 1 تا 7 مستقیم pdf

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
دوشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان سراب جلد ۱ تا ۷ مستقیم pdf

دانلود رمان سراب

دانلود رمان سراب

مقدمه :

قطره های باران به شیشه ضربه می زد و بخار روی شیشه می نشست

.. قطره ها که از تن شیشه فرو می ریختند تمام گرد و غبار آن را می شستند

ولی بخار هنوز پابرجا بود.. با چشم ابرهای تیره را دنبال کردم؛ فنجان را

به سمت دهان بردم داغی قهوه لبم را سوزاند ولی بی اعتنا نوشیدم

داغی از لبم به سمت معده ام راه گرفت و من بی توجه به این سوختن

دوباره نوشیدم.. زندگی من داغ تر از این قهوه است آنقدر داغ که دیگر

سوختنی را حس نمیکنم و من چقدر محتاج مسکنی قوی هستم تا به

وجود پرآشوبم تزریق شود، آرامش و رخوتی به تمام تنم ببخشد و مغزم

را به قدری بی حس کند که از این بی حسی لذت ببرم. کاش چنین مسکنی وجود داشت.

قسمتی از متن رمان :

دستم را روی شیشه بخار گرفته گذاشتم دوباره انگار چیزی در

درونم حرکت کرد و من باز هم غرق در آن حس عجیب چشمانم

را بستم گویا چیزی در وجودم شکل میگرفت که از توصیف آن

عاجز بودم.. نمیدانم چرا این روزها تمام حواسم به دنبال واژه ای

عمیق به نام مادر است، نمیدانم چرا گوش هایم آوای مادر را

طور دیگری می شنوند.. هجوم این حس نا آشنا در درونم

ذهنم را به سمتی کشاند که هر روز کبوتر جلد بامش شده؛ صدایش

در گوشم نشست« منِ دیوونه هنوز هم دوستت دارم» صداها

منعکس شدند، پررنگ تر شدند واژه ها چرخ خوردند و نامفهوم

شدند و در میان تمام واژه های مبهم و تار کلمه ای خودش

را به رخ کشید و در ذهنم بالا و پایین شد: «خیانت»
چشمانم را سریع گشودم تاثیر این واژه تا چشمانم کشیده

شد و ماحصل آن قطره اشکی به زلالی باران بود که روی

گونه ام راه یافت. نفسم را لرزان بیرون فرستاده و به آسمان

خیره شدم در حالی که پنجه هایم با تمام توان در حال فشار

آوردن به تنِ فنجان قهوه نیم خورده یِ سرد شده ام بود

باکس دانلود
برای خرید این رمان مبلغ ۵۰۰۰ هزار تومان به حساب 
۶۰۳۷-۷۰۱۵-۰۶۵۵-۵۱۱۶
به نام محمد احمدی
بانک کشاورزی
واریز کنید
بعد به  moh.ah75em.com@gmail.com و یا تلگرام mpero@
پیام بدید تا این کتاب برای شما ارسال شود با تشکر
چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
7,883 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 88
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


تبلیغات متنی