نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان سرعت _ ماشین _ عشق جاوا، اندروید،pdf،ایفون

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷
اشعار زیبا ، کوتاه و عاشقانه خاقانی شروانی و بیوگرافی خاقانی
اشعار خاقانی
اشعار زیبا ، کوتاه و عاشقانه بابا افضل کاشانی و بیوگرافی بابا افضل
اشعار بابا افضل
دانلود کتاب جزیره ی افسونگران اثر فریبا کلهر
دانلود کتاب جزیره ی افسونگران اثر فریبا کلهر
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی بنام بارون با لینک مستقیم
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی بنام بارون
دانلود آهنگ جدید رضا حیدرنیا بنام اونم رفت
دانلود آهنگ جدید رضا حیدرنیا بنام اونم رفت
دانلود رایگان رمان پاییز مرگ ویژه جدید با لینک مستقیم
دانلود رمان پاییز مرگ ویژه
دانلود رمان تلافی و اما عشق با لینک مستقیم نودهشتیا
دانلود رمان تلافی و اما عشق

خامه ای

مهر پاتوق

دانلود رمان سرعت _ ماشین _ عشق جاوا، اندروید،pdf،ایفون

fdgz_%d8%b3%d8%b1%d8%b9%d8%aa_%d9%85%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%86_%d8%b9%d8%b4%d9%82l

دانلود رمان سرعت _ ماشین _ عشق جاوا، اندروید،pdf،ایفون

نام :سرعت _ ماشین _عشق

نویسنده : مهدیس ۰۰۹۵ ( حدیث )
ژانر : عاشقانه

بسیاری از دوستان میگن چرا باید در انجمن نگاه دانلود عضو بشیم فایدش چیه و  موارد دیگه به این دوستان میگم تنها حمایت شما از نگاه دانلود عضویت در انجمن نگاه دانلود هست و کمک به این که مشخص بشه انجمن نگاه دانلود یه اجتماع بزرگه و تعداد کاربر هاش کم نیست دیگه با خود شما که چقدر به نگاه دانلود علاقه دارید و مهمه براتون  جهت عضویت اینجا کلیک کیند

خلاصه : اناهید دختریه با روحیه کاملا شاد ولی یکمی هواس

پرت…..اناهید داره برای پایان نامش داخل یه بیمارستان با دوستاش طرح

میبینه….مهم تر از همه اناهید عشق سرعت و ماشینه و همیشه درحال

کورس گذاشتن با اینه و اونه تا اینکه …….

پست اول
– مامان مامان
مامن- چ خبرته اناهید اول صبحی خونه رو گذاشتی رو سرت
– اه مامان جورابام کجان؟
مامان- من چمیدونم مگه دست منه خودت میپوشیشون
وای خدا دورم شد اه چرا پیداشون نمیکنم …صبرکن دیشب که از خونه عمو وحید برگشتم دروردمش کجا گذاشتم وای مخ جونم یکم بفکر بفکر بفکر
یااااااااااااااااااااااافتم پرتشون کردم زیر تخت
سریع خم شدم تا از زیر تخت برشون دارم که مخم سوت کشید ..وای خدا اخر تخت بود حالا چجوری دستم بهش برسه سریع دویدم از داخل حیاط دسته ی جارویی که بابام باهاش ماشین میشوره رو برداشتم رفتم تو اتاقم
بالاخره موفق شدم هوووووورا …سریع جورابامو پوشیدم کیفم و سویچ ماشین نازم رو هم برداشتم رفتم داخل هال
– مامان من رفتم
مامان- اناهید بدون صبحونه؟ بیا یه چیزی بخور ضعف میکنی
– وای مامان دیرم شده تا ۱۰ مین دیگه باید شیفتو تحویل بگیرم ولی من هنوز خونه هسم….خدااااافظ
مامان- داد نزن میشنوم…خدافظ
سریع کفش کتونیمو پوشیدمو رفتم سوار عشقم شدم و درو با ریموت باز کردم و ویییییییییییییییییییییییییییییییییییییژ تا بیمارستان
********

 

 

 

 

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
134 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 0
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.




نوشته‌های تازه

مطالب محبوب
تبلیغات متنی
رمان
دانلود رمان