نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان سرنوشت لجباز

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان سرنوشت لجباز

دانلود رمان سرنوشت لجباز

دانلود رمان سرنوشت لجباز نول فا

نام رمان: سرنوشت لجباز

نویسنده: محدثه تاجیک

ژانر : عاشقانه، غمگین، طنز

تعداد صفحات: ۲۸۳

بخشی از رمان:

من. وای وای خسته شدم از حرفای تکراری مامان
مامان. حالا حرفای من تکراری شده پسره چشم سفید اره
من. نه مامان من نمیخوام با شقایق ازدواج کنم چرا انقدر هروز هرشب میگی
مامان.پسرم من خیرسلاصتو میخوام میخوام خوشبختشی
من.مامان من با شقایق خوشبخت نمیشم من از این دخترا بدم میاد
مامان.مگه چه ایرادی داره مادر
من.مامان صدتا ایراد داره نمیدونم کدومو بگم مامان من ۳۰ سالمه بزارین خودم تصمیم
بگیرم!

مامان.۳۰ باشه ولی تو هنوز برام ارسام۵ ساله ای فهمیدی دیگه بامن جروبحث نکن
امشب با ..
من.اخه
مامان .اخه ماخه نداره همین که گفتم امشب با بابات حرف میزنم زنگ بزنم قرارو بزاریم
من.پس بزارین اول این سفرم به امریکارو برم کاریه ضروریه بعدش چشم هرچی شما
بگین
مامان خندید گفت: باشه
رفت به طرفه اتاقش منم خودمو انداختم رو مبل یه نفس کشیدم
چیکاکنم یعنی من باید با اون دختره افاده ای عجوزه ازدواج کنم
وجدان. نپس ازدواجم نکنی مامانت بزور مژشونت سرسفره عقد
من .تو چی میگی این وسط

وجدان.من همه چیه تورو میگم ایش من رفتم بای
من.بروبابا بای
بلندشدم سوعیچو برداشتم رفتم بیرون
*سالی*
یهوووو پرید بغلم باهم افتادیم زمین
من.بیشعور بلندشو انگارخیلی سبکه رو من خوابیده اصلا این چه وضعه بغل کردنه اه اه
لباسام کسی
تا اومدم ادامه بدم وسط حرفم
رزا.سالی خوبی یه نفس بگیر باز ودم
من زدمو پسه کلشو گفتم ببند احمق به من داره یادمیده چیکاکنم چینکنم
درحالی که داشت سرشو میملید میگفت : انشاالاه خودم بیام کفنتو بشورم با اون دستای
هرزت بیشعور اخ سرم
دیدم اگر میخواد ادامه بده تا صبح باید اینجا وایسم برای همین دستشو کشیدم با خودم
کشیدمش اونم همش ور ور میکرد.

دانلود رمان دختر نفرین شده ی اندوه

دانلود رمان دارمت و انگار ندارمت

دانلود رمان جدید 
رمان

دانلود رمان عاشقانه

رمان عاشقانه

دانلود کتاب بیشعوری

باکس دانلود
چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
1,100 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 240
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


مطالب محبوب
تبلیغات متنی