نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان سرگذشت یک شبح

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
پنج شنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان سرگذشت یک شبح

خلاصه:

دانلود رمان سرگذشت یک شبح _ داستان درباره‌ی یه پسر سیزده ساله به اسم انرونه که مجبور می‌شه به خاطره نجات پسر عموش جیمی، پا به دنیای تاریکی بذاره و از زندگی انسانیش خداحافظی کنه؛ اما آیا می‌تونه جیمی رو نجات بده؟

پبشنهاد می شود

دانلود رمان اشکِ عشقِ آتشین

دانلود رمان فاصله ی جانبی

دانلود رمان زرد

مقدمه :
اسم من انرونه و برادری به اسم جک دارم. ما تو خانواده ای خیلی خوشبخت زندگی می‌کردیم و همیشه خوشحال بودیم. روزی اتفاق خیلی بدی افتاد؛ اتفاقی که باعث شد من از خانواده ام دور بشم و سرنوشتم رو به سمت تاریکی ادامه بدم. حالا داستان من از اینجا شروع می‌شه؛ البته نه مثل فیلم های ترسناک که با صدای باد یا خفاش ها شروع می‌شه، از صبح یکی از روز های تابستون شروع می‌شه.

قسمتی از رمان :

صبح خیلی خوبی شروع شده؛ چون قراره عصر من و خونواده ام با عموم به گردش بریم. دیشب مامان و بابا
به من و جک گفتن که بعد از اینکه ما به سرکارمون می‌ریم، پسر عموتون جیمی پیش شما میاد تا با هم بازی کنید. خودتون هم خوب می‌دونید که عمو و زن عموتون با من و پدرتون به سر کار میان و جیمی تو خونه تنها می‌شه. به همین دلیل، ما توافق کردیم که فردا جیمی پیش شما بیاد و تا غروب که ما بر می‌گردیم، باهم بازی کنید و بعدش هم به گردش بریم.
مامان و بابا همیشه به من سفارش می‌کردن که مراقب جیمی باشم تا اتفاقی براش نیفته، اما من نمی‌تونستم مراقب جیمی باشم، چون اون همیشه دوست داره من و جک رو اذیت کنه. به هر حال، باید ازش مراقبت می‌کردم. 

باکس دانلود

  • نام رمان : سرگذشت یک شبح
  • نویسنده : Reric کاربر انجمن یک رمان
  • ژانر: تخیلی/ ترسناک
  • ویراستار: سیده پریا حسینی
  • تعداد صفحات : ۵۵
چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
690 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 184
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


تبلیغات متنی