نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان سقوط عشق

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
دوشنبه ۷ مهر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان سقوط عشق

دسته بندی : رمان عاشقانه جدید 1399 و 1400 تاریخ : جمعه 10 آوریل 2020

دانلود رمان سقوط عشق

⭐️ نام نویسنده : زهرا حاجی زاده

⭐️ نام رمان : سقوط عشق

⭐️ تعداد صفحات : ۲۸۷

⭐️ موضوع : عاشقانه ، اجتماعی

⭐️ فرمت فایل ها : اندروید (apk) کامپیوتر (pdf)

⭐️ ملیت رمان : ایرانی

خلاصه رمان :

داستان تنهایست اه وحسرت است ترس واضطراب مادریست سٔ ک درپرتگاهی زندگی قرار میگیردو ا درر تقلایش به سقوط ختم میشود درپس این سقوط اشتباهی پنهان شده ک تاوانش بردوش دخترش سنگینی میکند واوزندگیش رادرپس تاوان گناه مادرش هرچندسخت میپردازد

دانلود رمان با فرمت (PDF)

دانلود رمان با فرمت (APK)

پارت اول…..
فیلترسیگارلایی انگشتموداخل جاسیگاری روی میزعسلی خاموش کردم
مهران سری ازتاسف تکون دادوگفت:پاشوخودت وجمع وجورکن آیه ،غروب پری میخوادبیاداینجادوست ندارم دوباره ببینت توجنجال راه بندازه!!!
-بی خیال مهران حالاکوتاغروب؟؟؟
-انقدری ک توزدی غروب ک سهله فکرنکنم تاصبح هم بیدارشی!!
-پوزخندزدم وگفتم:باشه بابا میرم نمیخوادنگران امدن پری جونت باشی فقط بزاریکم حالم جابیادبعدش میزارم میرم…
مهران به معنی باشه سری تکون دادوبسمت اتاقش رفت

اخرین نخ سیگارموبیرون کشیدموداخلشواز ه…ر…..ی پرکردم،بعدازروشن کردنش لای لبهای رژکشیدم گذاشتمشومشغول گرفتن کامهای عمیق ازش شدم..وقتی تموم شدباخیال راحت سرموبه پشتی مبل تکیه دادم وچشماموبستم
تصویرکمرنگ مامان توذهنم نقش بست وصداش توی گوشم پیچید
)تااینجاآیه وزندگیشوداشته باشیدتایه سربریم به گذشته وببینیم چه اتفاقی افتاده( من:مامان برام قصه میگی؟؟
مامان:اره عزیزم چرانمیگم؟؟…..یکی بودیکی نبود….

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
303 views مشاهده
برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 183
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


مطالب محبوب
تبلیغات متنی