ناول فا

دانلود رمان شاهزاده ای از آسمان جلد اول - رمان عاشقانه جدید | ناول فا

رفع مسئولیت

اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید. --------------------------------------------------------------------------------- کاربرانی که با تلفن همراه وارد سایت میشوند ، چنانچه که بخواهند به انجمن سایت، ثبت نام،چت روم و قسمت های دیگر دسترسی پیدا کنند د ر کادر (برو به) که در صفحه مشاهده میکنید ، جستجو کنید >> نوولفا شهری پر از رمان

دانلود رمان شاهزاده ای از آسمان جلد اول

سرنوشتی عجیب در حال رقم‌خوردن است؛ رازی که برای فاش‌شدن به دوازده قربانی نیاز دارد.
حسیبا؛ دختری معمولی مثل همه دخترهاست که غافل از سرنوشت شگفت‌انگیزی که در انتظارشه، با پسری به نام آرتین نامزد میشه. آرتین پلیسی وظیفه‌شناس و بی‌باکه که علاقه‌ی چندانی به این ازدواج نداره.
در کشاکش داستان، رازی بزرگ در دنیایی از ناشناخته‌ها برملا میشه که…

مقدمه:
تو از قبیله رنگ و من از قبیله بی‌رنگی.
تو از قبیله شکوهی و من از قبیله سادگی.
دیر زمانی‌ست که عشقت را در قلبم می‌پرورانم.
این نگاه توست که آرامشم را می‌دزدد.
کاش برای لحظه‌ای هم که شده آغوشم را امن‌ترین جای دنیا می‌یافتی.
افسوس و صد افسوس که این گونه نشد.
دست سرنوشتی که تو را برای قلبم گلچین کرده بود.
همان دست تو را از قلب من ربود.
و متاسفم برای خود که حسرت آبی‌شدن تا ابد به دلم ماند.
اما بدان، تو برای قلب شکسته‌ی من از دست نرفته‌ای.
و هرچه بگذرد آبی‌تر خواهی ماند.
آبی‌تر از همیشه..

درحال تایپ – رمان پادشاهی بی گناهان(جلد دوم شاهزاده ای از آسمان .

قسمتی از داستان :

با تونفا ضربه‌ی محکمی به کیسه بوکس زدم؛ صدای بلندی داد و چند بار دور خودش چرخید. هنوز راضی نشده بودم؛

ضربه محکم‌تری زدم و این کار رو دوباره و سه‌باره تکرار کردم. فکر این که این‌قدر سریع دلم رو به یه دختر باختم،

داشت دیوونه‌ام می‌کرد. کی فکرش رو می‌کنه دختری که برای حل مهم‌ترین پرونده عمرم طعمه‌ای بود،

شکارچی دلم شده. این برای من که همیشه از عشق و عاشقی فراری بودم، یک رسوایی بزرگ بود.
چند تا نفس عمیق کشیدم و تونفا رو گوشه سالن، روی ردیف تاتمی‌هایی که روی هم چیده شده بودند،

پرت کردم و باعث شد تکونی بخورند و همه با هم به کف سالن سقوط کنند.
هه! چند وقت دیگه مسابقه قهرمانی دفاع شخصی کشور رو پیش رو داشتم و این حال و روزم بود.

روی زمین نشستم و سرم رو به دیوار پشت سرم زدم. دیگه مخم نمی‌کشید.

 

دانلودرمان براي اندرويد،تبلتJarدانلود رمان براي جاواPDFدانلود رمان براي کامپيوتر ، ویندوزePubدانلود رمان براي آيفون،ايپد،،اندرويد،تبلتZipدانلود رمان پی دی اف بصورت zip

رمز فايل : www.negahdl.com

اشتراک در شبکه اجتماعی

بیوگرافی نویسنده fakhrisadat

مشاهده تمامی 267 پست

ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.