نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان شکست ناپذیر جلد اول miss elahe - نوول فا

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷
اشعار زیبا ، کوتاه و عاشقانه خاقانی شروانی و بیوگرافی خاقانی
اشعار خاقانی
اشعار زیبا ، کوتاه و عاشقانه بابا افضل کاشانی و بیوگرافی بابا افضل
اشعار بابا افضل
دانلود کتاب جزیره ی افسونگران اثر فریبا کلهر
دانلود کتاب جزیره ی افسونگران اثر فریبا کلهر
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی بنام بارون با لینک مستقیم
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی بنام بارون
دانلود آهنگ جدید رضا حیدرنیا بنام اونم رفت
دانلود آهنگ جدید رضا حیدرنیا بنام اونم رفت
دانلود رایگان رمان پاییز مرگ ویژه جدید با لینک مستقیم
دانلود رمان پاییز مرگ ویژه
دانلود رمان تلافی و اما عشق با لینک مستقیم نودهشتیا
دانلود رمان تلافی و اما عشق

خامه ای

مهر پاتوق

دانلود رمان شکست ناپذیر جلد اول miss elahe

دانلود رمان شکست ناپذیر جلد اول miss elahe . الینا یکدونه دختر خانواده مقدم، داره مثل همه آدمهای

معمولی زندگی میکنه.سرگذشت

همه ما آدمها پر از تلخی و شیرینی و پستی و بلندیه. همه چیز از یه نگاه شروع میشه. نگاه مردی که زندگی الینا رو توی

مسیری میندازه که به مغز کوچیک الینا نمیرسه! اما قصه از موقعی شروع میشه که الینا وارد تهران میشه….

مقدمه:
«بسم الله الرحمن الرحیم»
گاهی باید از واقعیت دور شد. یا شاید هم نه ، گاهی باید از جبر زمانه گذشت.
گاهی یک سری اتفاق برای ما روشن نیست!
گاهی باید لجبازی و غرور را کنار گذاشت…
چون تو آفریده شدی که کمک کنی ، که نجات بدهی!
چه بسا که آن کمک با نگاه باشد.
فقط جنس لجبازی هایت را عوض کن…
تو نباید شکست بخوری، حتی به قیمت جانت.
اطرافت را بِپا… توکلت بر خدا باشد.
بدان که دنیا در دست تو خواهد آمد.
فقط کافیست بخواهی؛
تو… بخواهی.​

نام رمان : شکست ناپذیر
نام نویسنده: miss elahe کاربر انجمن نگاه دانلود
ویراستار: h.esmaeili
ژانر :تخیلی – ترسناک – فانتزی.

جلد دوم در حال تایپ: درحال تایپ – رمان نابودگری از نسل باد(جلد دوم شکست ناپذیر) | elahe-mohammadi کاربر انجمن نگاه دانلود

قسمتی از داستان :

مقنعه ام رو سرم کردم و جلوی آینه رفتم تا مرتبش کنم. صدای کلافه ی مامانی بلند شد.
مامانی: الینا جان زود باش دیگه. عروسی که نمیخایم بریم مادر!
لبخندی زدم و بلند گفتم: باشه مامان جون اومدم دیگه، بابا چند بار بگم دیر رسیدن بهتر از زشت رسیدنه!
خاله نگار اومد دم در اتاق و گفت: خاله جان انقدر زبون نریز. دیر میشه ها، ساعت ۴ شد.
چادرم رو از جا‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌لباسی برداشتم و روی سرم مرتب کردم. با لبخند برگشتم طرفه خاله و گفتم: بریم. رفتم توی هال.

مامانی روی کاناپه نشسته بود و با تسبیح سبزش صلوات میفرستاد. با لبخند رفتم طرفش و بـ ــوسه ای روی

لپ های گلیش انداختم. گفتم: بریم خوشگل خانوم؟ با همون لبخند همیشگیش نگاهم کرد و روی پیشونیم

بـ ــوسه ای نشوند. کمکش کردم تا بلند شه و به طرف دره هال حرکت کردیم

دانلودرمان براي اندرويد،تبلتJarدانلود رمان براي جاواPDFدانلود رمان براي کامپيوتر ، ویندوزePubدانلود رمان براي آيفون،ايپد،،اندرويد،تبلت

رمز فايل : www.negahdl.com

چه امتیازی می دهید؟
5 / 2.00
[ 1 رای ]
225 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 0
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.




نوشته‌های تازه

مطالب محبوب
تبلیغات متنی
رمان
دانلود رمان