نوولفا شهری پر از رمان

نوولفا _ www.novelfa.ir

توضیحات

سایت انجمن نوولفا

رمان

رمان عاشقانه دانلود جدید ترین رمان های عاشقانه ایرانی با موضوعاتی کاملا متفاوت و عالی هم اکنون از سایت نوولفا در اختیار شما عزیزان می باشد رمان هایی از جمله رمان همسر اجباری رمان ایدا و مرد مغرور رمان بگو سیب رمان بی پناهی همراز رمان مردها عاشق نمیشوند رمان عشق وحشی رمان عشق اجاره ای و صد هار رمان دیگر که همه و همه اختصاصی سایت نوولفا میباشد رمان های عاشقانه بسیار زیبایی داخل سایت موجود هست و از شما دعوت میکنیم تا از تمامی رمان های سایت دیدن فرمائید .مجموعه ما در دنیای مجازی تحت عنوان انجمن رمان های عاشقانه در حال فعالیت میباشد
در صورت درخواست هر گونه رمان و کتاب در تماس با ما یا به ایمیل زیر پیام بفرستید و یا در تلگرام با ما در تماس باشید تل = 09190915317 تلگرام = mpero@

دانلود رمان صاعقه

دانلود رمان صاعقه

رمانِ صاعقه روایت کننده ی داستانی سرتا سر هیجان است.
باندی جنایت کار که رئیسان آن، سامر و ساهر دو برادرِ تبهکار هستند.
پسرانی خوشتیپ و با موقعیت عالی که دختران زیادی را به دام خود گرفتار کرده و هر کدام را به گونه ای نابود می کنند.
در میان این دختران، دختری به نام سایه دل باخته ی سامر می شود و این عاشقی او را به خطر بزرگی می اندازد.
سایه، نیاز و ایرانا!
سه دختر داستان ما که هر کدام به خاطر عشق وارد این بازی می شوند.
عشقی از جنس های مختلف و سرنوشت های عجیب و مختلف!
زهرا مسعودیان

ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ

نون سوگند به قلم و آنچه مى‌نویسد.

مقدمه:

همه می گویند لذتی که در بخشش است، در انتقام نیست! اما من تلخی انتقام را به شیرینی بخشش ترجیه می دهم. من برای لحظه لحظه جان دادنت و قطره قطره ی خونت انتقام خواهم گرفت. من برای تو می جنگم و برنده خواهم شد.

سلام و درود خدمت عزیزان دلم، بعد از رمانِ(آقای صدا و خانم آوا) رمان *صاعقه* دومین رمان بنده ی حقیر می باشد. با ژانری کاملا متفاوت ودوست داشتنی که قطعا از خواندن آن لذت خواهید برد.

توجه:این داستان کاملا تخیلی و ساخته ی ذهن بنده می باشد و هرگونه تشابهی کاملا اتفاقی است

قسمتی از رمان :نوولفا

نگاهی به ساعت مچیِ طلائی رنگم می اندازم. باز هم دیر کرده است. کلافه پاهایم را روی زمین می کوبم.
بلاخره بعد از ۴۵ دقیقه تاخیر از راه می رسد. کوپه ی قرمز رنگ اش جلوی پایم می ایستد. سوار می شوم و به سردی سلام می کنم:
-سلام.
نگاهم به آل اسپورت های سفیدم است و دلم نمی خواهد به صورتش نگاه کنم. بوی ادکلن تلخش، مانند همیشه احساسم را قلقلک می دهد.
صدای مردانه اش مرا از رویا هایم بیرون می آورد.
-سلام بانو! آلان یعنی قهری؟ به جون خودم یه کاری پیش اومد. شرمنده دیر شد.
سرم را بالا می آورم و به چشمان سبزش خیره می شوم. سعی دارم عشقِ درون چشمانم را با دلخوری مخفی کنم. لبخند دل نشینی روی لبش جا خوش کرده است. سریع به خودم می آیم و با تندی جوابش را می دهم.

باکس دانلود

اشتراک در شبکه اجتماعی

بیوگرافی نویسنده admin

مشاهده تمامی 728 پست

ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.