نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان ظهور تریبل ها ( جلد دوم رمان ولهان ) جاوا،اندروید،pdf،ایفون - نوول فا

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷
اشعار زیبا ، کوتاه و عاشقانه خاقانی شروانی و بیوگرافی خاقانی
اشعار خاقانی
اشعار زیبا ، کوتاه و عاشقانه بابا افضل کاشانی و بیوگرافی بابا افضل
اشعار بابا افضل
دانلود کتاب جزیره ی افسونگران اثر فریبا کلهر
دانلود کتاب جزیره ی افسونگران اثر فریبا کلهر
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی بنام بارون با لینک مستقیم
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی بنام بارون
دانلود آهنگ جدید رضا حیدرنیا بنام اونم رفت
دانلود آهنگ جدید رضا حیدرنیا بنام اونم رفت
دانلود رایگان رمان پاییز مرگ ویژه جدید با لینک مستقیم
دانلود رمان پاییز مرگ ویژه
دانلود رمان تلافی و اما عشق با لینک مستقیم نودهشتیا
دانلود رمان تلافی و اما عشق

خامه ای

مهر پاتوق

دانلود رمان ظهور تریبل ها ( جلد دوم رمان ولهان )

دانلود رمان ظهور تریبل ها ( جلد دوم رمان ولهان )

دانلود رمان ظهور تریبل ها ( جلد دوم رمان ولهان )

نویسنده : ❤️Ava20

ژانر : ترسناک

خلاصه :
سالها گذشت و گذشت تا رسید به زمانى که دوقلو ها بزرگ شدن ، بدون مادر و بدون پدر ، مثه یه انسان معمولى ! اما ! این دوقلو ها از تغییراتى که وجودشون کرده و میکنه ! متعجبن ! و این باعث میشه برن دنبال اینکه چرا الکى زخمى میشن ! یا چرا همیشه احساس میکنن دور برشون آدمایى هستن که اونا رو زیر نظر دارن ! کم کم این دو تا براى فهمیدن حقیقت میفهمن کین و زندگیشون کاملا از هم جدا میشه و …

دانلود رمان ولهان جاوا، اندروید،pdf، ایفون

مقدمه :
آى ایستاده بر زمین پدران !
خون پدران پنهان شده در این زمین !
خون فرزندان پنهان شده در این زمین !
خون مادران پنهان شده در این زمین !
با صداى ترسناک میترسانى مارا !
با صورت ترسناک میترسانى مارا !
آه صورت کوچک فرزندان !
مقابل صورت ترسناک تو !
آه دستان کودکیشان !
در صداى ترسناک تو!
ستارگان جنوبى گریه میکنند !
در دره هاى طلایى !
همه قهرمانان جمع خواهند شد !
همه فریاد خواهند زد !
گرگ مردنیست!
زمین طلایى خواهد شد !
دره قهرمانان!
پر از ستاره در غبار طلایى !
میخواندند اهنگ هاى رهایى !

قسمتی از رمان ظهور تریبل ها :

نور گرم و نوازش دهنده خورشید روى صورت مهتابى و زیبای دخترک نشست ، با غر غر از خواب بیدار شد و دستش را جلوى صورتش گرفت تا نور خورشید بیشتر از این چشمش را نزند.
_ اه متنفرم از خورشید !
خودش را پایین کشید و از تخت پایین پرید ، به اتاق درهم و کثیفش نگاه کرد ، لبخند عمیقى زد و با خود گفت :
_ نمیدونم چرا همیشه از کثیفى خوشم میاد !
بوى لجن و کپک در اتاقش را با لذت بویید و بعد از عوض کردن لباسهایش از اتاقش خارج شد ، عمو بهروز و عمو یاشارش روى میز نشسته و مشغول خوردن صبحانه بودند ، با دیدن دخترک لبخند زدند و عمو بهروزش گفت :
_ به ، اطلس خانوم نفس خودم بیدار شدى ؟! بیا صبحانه بدم

دانلودرمان براي اندرويد،تبلت Jarدانلود رمان براي جاوا Jarدانلود رمان براي جاوا لينک کمکي PDFدانلود رمان براي کامپيوتر ، ویندوز PDFPDFدانلود رمان پی دی اف براي موبایل برای تمامی گوشیها ePubدانلود رمان براي آيفون،ايپد،،اندرويد،تبلت Zipدانلود رمان پی دی اف بصورت zip

رمز فايل : www.negahdl.com

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
71 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 0
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.




نوشته‌های تازه

مطالب محبوب
تبلیغات متنی
رمان
دانلود رمان