نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان عاشقانه ایرانی نهال عشق من

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
یکشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۷
اشعار زیبا ، کوتاه و عاشقانه خاقانی شروانی و بیوگرافی خاقانی
اشعار خاقانی
اشعار زیبا ، کوتاه و عاشقانه بابا افضل کاشانی و بیوگرافی بابا افضل
اشعار بابا افضل
دانلود کتاب جزیره ی افسونگران اثر فریبا کلهر
دانلود کتاب جزیره ی افسونگران اثر فریبا کلهر
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی بنام بارون با لینک مستقیم
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی بنام بارون
دانلود آهنگ جدید رضا حیدرنیا بنام اونم رفت
دانلود آهنگ جدید رضا حیدرنیا بنام اونم رفت
دانلود رایگان رمان پاییز مرگ ویژه جدید با لینک مستقیم
دانلود رمان پاییز مرگ ویژه
دانلود رمان تلافی و اما عشق با لینک مستقیم نودهشتیا
دانلود رمان تلافی و اما عشق

خامه ای

مهر پاتوق

دانلود رمان عاشقانه ایرانی نهال عشق

دانلود رمان عاشقانه ایرانی نهال عشق من

رو به روی آینه قدی و بخار گرفته حموم ایستاده بودمو داشتم با تمام وجودم آهنگ توی یه دیوار سنگی رو میخوندم و ادای خواننده ها رو درمیاوردم.همون طور که داشتم میخوندم:
-کاشکی این دیوار خراب شه
منو تو با هم بمیریم
توی یه دنیای دیگه دستای همو بگیریم…
یه ضربه خیلی محکم به در حموم خورد و یه صدای آخ دنبالش اومد که مطمئنم صدای نیروانا بود.حدسم به یقین تبدیل شد چون نیروانا گفت:
-ای بمیری نیما…اگه گذاشتی بفهمم این درخچه تو این حموم وامونده چیکار داره میکنه چهل دیقس.اه…
نیروانا هی داشت غر میزد که نیما گفت:
-خوب کردم.تا تو باشی فال گوش وای نایستی … والا!
-حالا چرا جنتلمندانه رفتار نکردیو عین این گاوای از مزرعه در رفته در گوش من ما ما کردی که با اون شدت بخورم به در حموم؟آی استخونام لهید.
-ا?وا !تو که با وجود این همه حیوونای مختلف دورو برت مثلا:باران و شیوا و از همه مهمتر همون درخچه تو حموم باید خوب صدای مخصوص هر حیوونی رو بشناسی.حداقل دیگه باید صدای شیرو از گاو تشخیص بدی.
قیافه نیری دیدنی بودا…دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم.بلند خندیدم که نیروانا گفت:
-ای نهال مغز فندقی. آخه یکی نیست بگه ما کم سوژه داریم دست این پسرا حالا توام هی بخند.
بعد از چند لحظه دوباره گفت:
-نیما حالا تو چرا مثه ماست وایسادی داری منو نگاه میکنی؟خوب بیا دست منو بگیر بلندم کن دیگه! اه مرده
شور برده.
من که از صمیمیت بین داداشم و دخترعموم حسابی به وجد اومده بودم لبخند زدم و گفتم:
-اگه گذاشتین ما یه دوش آب گرم بگیریم و خستگی راه از تنمون دربیاد اسم خودمو میذارم ننه قمر!!!
بعد رفتم حولمو پوشیدمو درو باز کردم که دیدم هردوشون دست به کمر وایسادن و منو با نگاهی آمیخته با تعجب و تاسف نگاه میکنن.با تعجب پرسیدم:
-چیه؟مگه جن دیدین که اینجوری نگام میکنین؟
نیما-خواهر کوچولوی من..دوش یعنی ده دیقه یه ربع نه یه دفعه چهل دیقه آخه!
-خب حموم و آب گرم بهم آرامشی میده که دوس دارم.حالا تو چرا شاکی؟
-من غلط بکنم شاکی باشم.اصن من خر کی باشم که شاکی باشم؟
نیروانا دستشو تو سینش جمع کرد.

دانلود در ادامه مطلب

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
114 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 0
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.




نوشته‌های تازه

مطالب محبوب
تبلیغات متنی
رمان
دانلود رمان