نوولفا شهری پر از رمان

نوولفا _ www.novelfa.ir

توضیحات

سایت انجمن نوولفا

رمان

رمان عاشقانه دانلود جدید ترین رمان های عاشقانه ایرانی با موضوعاتی کاملا متفاوت و عالی هم اکنون از سایت نوولفا در اختیار شما عزیزان می باشد رمان هایی از جمله رمان همسر اجباری رمان ایدا و مرد مغرور رمان بگو سیب رمان بی پناهی همراز رمان مردها عاشق نمیشوند رمان عشق وحشی رمان عشق اجاره ای و صد هار رمان دیگر که همه و همه اختصاصی سایت نوولفا میباشد رمان های عاشقانه بسیار زیبایی داخل سایت موجود هست و از شما دعوت میکنیم تا از تمامی رمان های سایت دیدن فرمائید .مجموعه ما در دنیای مجازی تحت عنوان انجمن رمان های عاشقانه در حال فعالیت میباشد
در صورت درخواست هر گونه رمان و کتاب در تماس با ما یا به ایمیل زیر پیام بفرستید و یا در تلگرام با ما در تماس باشید تل = 09190915317 تلگرام = mpero@

دانلود رمان عاشقانه ملودی زندگی من

دانلود رمان عاشقانه ملودی زندگی من

صبح با صدای ملینا بیدار شدم:
– ملودی … ملودی … پاشو دیگه لنگ ظهره؛ مگه امروز دانشگاه نداری؟
– هوم؟ چی چیو لنگ ظهره؟ مگه ساعت چنده؟
ملینا: ده و نیم.
مثل فشنگ از جام پریدم.
– چی؟ چرا زودتر بیدارم نکردی؟! حالا چکار کنم؟ این دفعه چجوری از شر این استاد چشم لوچی و بدعنق خلاص بشم؟
رفتم سر لباسام و از پشت در مانتومو برداشتم و سریع تنم کردم.
– ای خدا حالا چه غلطی کنم؟ ا?ی …
همونطور که داشتم مقنعه رو سرم می کردم غرغر می کردم که ملینا حرفمو نصفه قطع کرد و گفت:
– اووو …
برگشتم طرفش. دیدم داره میخنده!
– زهرمار. چرا میخندی؟! چیزخنده داری گفتم؟
ملینا:آره . دارم به حرفای تو میخندم و از کلافه بودنت لذت می برم. اون مقنعه درست کن اول.
مقنعه کج رو سرم بود. از حرص مقنعه رو از سرم برداشتم تا دوباره بذارم سرم که با حرف ملینا از حرکت ایستادم.
ملینا: انقدر حرف زدی که مهلت ندادی بگم شوخی کردم. امروز جمعه ست.
و بعد دوباره شروع به خندیدن کرد.
مقنعه و پرت کردم طرفش و بلند با حرص گفتم:
– ای تو روحت م?لی … مگه مرض داری؟
سرمو رو به سقف اتاق گرفتم و گفتم:
– ای خدا جون مگه من چه گناهی کردم که باید انقدر از دست این ولوله عذاب بکشم؟!
ملینا: هوی … اولا درست حرف بزن، دوما تو روح خودت، سوما من مرض ندارم گفتم یه ذره اذیتت کنم، چهارما عذاب چیه؟ تو باید از خدات باشه که منه حوریه ی بهشتی رو دو دستی تقدیم به تو کرده برای اینکه تنها نباشی و آرزو یه خواهر مهربون و خوشگل به دلت نمونه و …
پریدم وسط حرفش و گفتم:
– اوف. بسه دیگه مگه داری استخاره می کنی؟! فهمیدم حوریه ی بهشتی. حالا تو ببخش. آخه عزیز من، داشتم سکته می کردم. همچین گفتی که قلبم اومد تو دهنم. دیشبم که درست و حسابی نخوابیدم.
ملینا: اونوقت چرا؟
– چون دو روز دیگه تولد روژینِ. دیروز غروب زنگ زد و گفت بریم کارت جشن تولدشو پخش کنیم. منم که نمیتونستم نه بگم، قبول کردم. تا ساعت یک و نیم شب داشتیم کارت تولدش رو پخش می کردیم. تا برسم خونه ساعت سه و نیم صبح شد. آخه دیروز با ماشین من رفتیم بیرون. رامبد ماشین روژینو گرفته بود.
ملینا: آها … خب پس بگیر بخواب. دلم برات سوخت.
– دلت برای خودت بسوزه. نمی گفتی?م می خوابی

دانلود در ادامه مطلب

اشتراک در شبکه اجتماعی

بیوگرافی نویسنده admin

مشاهده تمامی 728 پست

ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.