نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان عاشقانه من و عکس ها

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
پنج شنبه ۶ آذر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان عاشقانه من و عکس ها

دانلود رمان عاشقانه من و عکس ها

حالا لبخند بزنید !
مهرام – بابا کچلمون کردی ولمون کن دیگه نصفه شبه !
من – اه آقاجون نگاش کن از بس وول میخوره نمیشه عکس بگیرم !
مهرام – بی انصاف چشمام اندازه نخود شده بگیر بریم بخوابیم دو ساعت دیگه با بوق و کرنا میای بالای سرمون که ببریمت مردسه !
با لب و لوچه ای آویزون میگم نمیخوام برو دیگه ازت عکس نمیگیرم !
دوربینم رو میندازم توی گردنم و میرم سمت اتاق با خستگی میگه خوشگل من ناراحت شدی آباجی ؟
جوابش رو نمیدم و در اتاق رو میبندم . صدای آقاجون میاد که دعواش میکنه بند دوربینم رو دور گردنم شل تر میکنم و میرم سمت تخت خوابم . خودم رو ولو میکنم روی تخت . با لمس دوربینم مهرام رو فراموش میکنم و لبخند روی لبم میاد . من مهدیس نیکان بعد از دو سال خرخونی و شب زنده داری بالاخره به آرزوی بچگیم که ادامه تحصیل توی رشته عکاسی بود رسیدم . اونم کجا دانشکده هنرهای تجسمی دانشگاه تهران !
دریچه دوربین رو میبندم و میبوسمش و میگم سحر بخیر همدم بعد از این من !
تازه چشمام گرم شده که یکی روی در اتاق عروسی گرفته و ضرب میزنه . خواب آلود از روی تخت میام پایین و چشم بسته میرم سمت در اتاق . میدونم مهرامه که منتظره بخشش منه !
در اتاق رو که باز میکنه با چشم بسته میگم تو که طاقت قهر منو نداری پس چرا هی منو اذیت میکنی هان ؟
صدای ازش درنمیاد یکی از چشمهام رو باز میکنم میبنم با دهن باز داره به گردنم نگاه میکنه
من – چیه ؟
مهرام – نگو که شب با دوربین خوابیدی ؟
من – خو چیه از این به بعد هر جا من باشم دوربینم هم هست . قل خودمه !
مهرام – مثل اینکه هنوز خوابت میاد . برو صورتت رو یه آب بزن که به خاطر اول مهر خیابونها وحشتناکه سریع برسونمت مردسه !
من – برو میام منم !
مهرام – نری باز بخوابی !
من – باشه !
مهرام – نخیر اینجوری فایده نداره !

دانلود در ادامه مطلب

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
1,074 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 238
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


تبلیغات متنی