ناول فا

دانلود رمان عاشقانه نوشین

رفع مسئولیت

اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید. --------------------------------------------------------------------------------- کاربرانی که با تلفن همراه وارد سایت میشوند ، چنانچه که بخواهند به انجمن سایت، ثبت نام،چت روم و قسمت های دیگر دسترسی پیدا کنند د ر کادر (برو به) که در صفحه مشاهده میکنید ، جستجو کنید >> نوولفا شهری پر از رمان

دانلود رمان عاشقانه نوشین

دانلود رمان عاشقانه نوشین

– حاضر شدی؟ روز اولی ببین چقدر لفتش می دی؟
– اومدم بابا، چقدر غر می زنی؟
کوله ام رو برداشتم و از اتاق اومدم بیرون و از پلکان سرازیر شدم. افشین با دیدنم بازدمش رو با شدت بیرون داد و گفت:
– چه عجب!
و از در رفت بیرون.
“حالا یه روز خواستم منو ببریا! ننه غرغرو!”
کفشام رو پوشیدیم و از در حیاط زیبا و با صفا و مشجرمون اومدم بیرون. افشین پشت رل با نگاهی کلافه به در خیره شده بود. سوار شدم و گفتم:
– بزن بریم.
افشین راه افتاد و با نگاهی به ساعتش گفت:
– دیرم شد!
– اوه، حالا فکر می کنه رییس جمهوره که اگه دیر برسه کارای مملکت عقب بمونه!
افشین دستی به صورت خوش فرم هفت تیغه اش کشید و گفت:
– پس چی؟ چند بار اومدن منو ببرن، گفتم من همون تخصصم واسم کافیه!
– ناز بشی.
– راستی خانوم کوچولو، چه حسی داری که مثل بچه مدرسه ای ها، اول مهر داری می ری دانشگاه؟
غر زدم.
– خانوم کوچولو و بچه مدرسه ای، خودتی و هفت نسل آینده ات!
– از نظر قیافه و ژنتیک به نظر میاد! من پسرم، نه خانوم کوچولو.
بی حوصله گفتم:
– سر صبحی، وقت…
خمیازه ای که ناشی از خواب کم دیشبم بود کشیدم، که افشین گفت:
– بمیرم برات چند وقته نخوابیدی؟
بین خمیازه خندیدم و گفتم:
– از بس که دیشب هیجان زده بودم، خوابم نبرد!
– جالبه ها. تو خانواده ی ما همه دکتر شدن الا تو! مشکل ژنتیکی داری!؟
– بسه دیگه چقدر دکتر؟ مامان و بابا که دکترن! تو هم که دندون پزشکی. بذارید یه مهندس هم داشته باشید!
– نه دیگه تو با این رشته تعادل خانواده رو به هم زدی!

دانلود در ادامه مطلب

اشتراک در شبکه اجتماعی

بیوگرافی نویسنده admin

مشاهده تمامی 549 پست

ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.