نوولفا شهری پر از رمان

نوولفا _ www.novelfa.ir

توضیحات

سایت انجمن نوولفا

رمان عاشقانه دانلود جدید ترین رمان های عاشقانه ایرانی با موضوعاتی کاملا متفاوت و عالی هم اکنون از سایت نوولفا در اختیار شما عزیزان می باشد رمان هایی از جمله رمان همسر اجباری رمان ایدا و مرد مغرور رمان بگو سیب رمان بی پناهی همراز رمان مردها عاشق نمیشوند رمان عشق وحشی رمان عشق اجاره ای و صد هار رمان دیگر که همه و همه اختصاصی سایت نوولفا میباشد رمان های عاشقانه بسیار زیبایی داخل سایت موجود هست و از شما دعوت میکنیم تا از تمامی رمان های سایت دیدن فرمائید .مجموعه ما در دنیای مجازی تحت عنوان انجمن رمان های عاشقانه در حال فعالیت میباشد

در صورت درخواست هر گونه رمان و کتاب در تماس با ما یا به ایمیل زیر پیام بفرستید و یا در تلگرام با ما در تماس باشید ایمیل = moh.ah75em.com@gmail.com تلگرام = mpero@

دانلود رمان عاشقانه نیلوفر آبی نمی‌ میرد به قلم ویدا منصوری

داستان دو خواهر روستایی بیست و چهارده ساله است که از خانه فرار کرده و قصد رفتن به مشهد مقدس دارند اما در تهران سر از خانه ی محقر یک روحانی در می آورند.

پس از گذشت چند سال زندگی در خانه ی روحانی سر از قضایایی در می آورند که مسیر زندگی شان را تغییر می دهد…

مقدمه:

در کوچه پس کوچه های خیالم، میان اقاقی ها و یاس های عاشقی من، تو را می بینم و خودم را، دست هایمان قفل شده در هم قدم می زنیم به سوی خانه کاه گلی و ساده ی عشق…
تو شعر عاشقانه می خوانی، من خیره نگاهت می کنم. چشم های تو زمزمه دوستت دارم می کنند و من سرخوش می خندم.

قسمتی از رمان :

با سوز سردی که سردی اش تا اعماق وجودم نفوذ کرد نگاهم رو از چهره پارک گرفتم. زانو هام رو بغل کردم و سرم روی زانو هام گذاشتم. نگاهم به سمت خواهرکم که تو سرسره ی سرد خوابیده بود کشیده شد. خس خس سینه اش می گفت حال ریه هاش خوب نیست و اخطار می داد که زودتر باید کاری کنم. آهی کشیدم و هم زمان پالتو کهنه و وصله دارم رو از تنم کندم، خم شدم و پالتو رو، روی صورتش انداختم.

دوباره به جای قبلی ام برگشتم، زانو هام رو بغل کردم و درون خودم مچاله شدم. حالا سردی و بی رحمی باد تیز زمستان رو بهتر حس می کردم.
تو این زمستان سیاه و بی رحم تا کی می شد دووم آورد؟

هر لحظه و هر بار که سر انگشت هام کرخت تر می شد، هر بار که غول سرما بی رحمانه تازیانه ای سرد به تن خسته ام می زد، هر بار که نگاهم به سمت آنا می رفت بیشتر و بیشتر پی به بی کسی ام می بردم و ناخواسته ذهنم به چند روز گذشته پر می کشید:

  • باکس دانلود
    برای خرید این رمان مبلغ ۵۰۰۰ هزار تومان به حساب 
    ۶۰۳۷-۷۰۱۵-۰۶۵۵-۵۱۱۶
    به نام محمد احمدی
    بانک کشاورزی
    واریز کنید
    بعد به  moh.ah75em.com@gmail.com و یا تلگرام mpero@
    پیام بدید تا این کتاب برای شما ارسال شود با تشکر

اشتراک در شبکه اجتماعی

بیوگرافی نویسنده admin

مشاهده تمامی 722 پست

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.