نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان عاشقی ممنوع

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
سه شنبه ۱ مهر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان عاشقی ممنوع

خلاصه: دانلود رمان عاشقی ممنوع درمورد چهارنفره که توی خانواده شون، عاشقی ممنوعه و به خاطر عاشق شدن طرد میشن.بر اثر یه اتفاق که برای هرکدوم از بچه ها می‌افته، حس ها و توانایی هایی توی بچه ها نسبت به بقیه بیشتر میشه. به غیر از این چهارتا، چهارتای دیگه ام هستن که اون ها هم همین طورن. ازطرفی، چندنفر به خاطر این توانایی هاشون دنبالشون.
ولی چرا توی این خاندان، عاشقی ممنوعه؟!

کیارش:
مخم داشت ازدست این وروجکا می‌ترکید دیگه، وایی! خدا سرم، کی می‌گیرین بکپین؟
دیگه نتونستم تحمل کنم؛ پا شدم و پایین رفتم که دیدم دارن بازی می‌‌کنن؛ اون هم جرئت و حقیقت .
واقعا دیگه تحمل نداشتم، صدای بازی اینا از یه طرف، صدای تلویزیون از یه

طرف، صدای آهنگی هم که ازگوشی یکی شون پخش می‌شد، هم به یه طرف!
دقیقا فقط چشم هام رو بستم و صدام رو همچین پس کله ام انداختم که

تا ده کوچه اون طرف تر هم رفت، درعرض دو دقیقه همه جا ساکت شد!
درعرض یک دقیقه همه شون رفتن بالا . کلا روی هم شد سه دقیقه.
وقتی رفتم بالا چراغ های اتاق همه خاموش بود ! صدا حتی از دیوار هم درنمی‌‌اومد، آخیش!
نمی‌دونم چه حسابیه، شب های پنج شنبه، خونه ی من بدبخت میان و دورهمی می‌گیرن؟!
من نخوام باید کی روببینم؟هان؟خیرسرم برگشتم ایران آرامش داشته باشم، هوف واقعا ازدست همه کلافه بودم !
وقتی توی اتاقم رفتم، خواب از سرم پریده بود، وقتی از آمریکا برگشتم،

دیگه کیارش چند سال پیش نشدم. نه من، نه دادمهر، همون دادمهر شد.
نه کیانوش همون کیانوش، نه نازمهر همون نازمهر، نه کیانا همون کیانا و نه رویا

دانلودرمان براي اندرويد،تبلتJarدانلود رمان براي جاواPDFدانلود رمان براي کامپيوتر ، ویندوزPDFPDFدانلود رمان پی دی اف براي موبایل برای تمامی گوشیهاePubدانلود رمان براي آيفون،ايپد،،اندرويد،تبلتZipدانلود رمان پی دی اف بصورت zip

رمز فايل : www.negahdl.com

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
718 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 182
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


تبلیغات متنی