نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان عشقم باش جلد 1 و جلد 2 دوم و سوم

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
یکشنبه ۶ مهر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان عشقم باش جلد ۱ و جلد ۲ دوم و ۳ سوم

دانلود رمان عاشقانه عشقم باش به قلم اعظم فهیمی

سلما، دختری که داخل عمارت بزرگی کار میکنه، و به خواست خانم عمارت برای اینکه فرزندی دنیا بیاره مجبوره همسر دوم آقا بشه. مردی جذاب و البته خشن
همسر دوم میشه و مجبوره شب هایی رو با پیمان خلوت کنه تا اینکه متوجه میشه پیمان همون عشق نوجوونیشه…

رمانی دیگر از نویسنده رمان توبزن تا من برقصم

قسمتی از این رمان :

من… سلما…
دختری که به خاطر عزیزترین فرد زندگی اش دست به کاری می زند که باعث نابودی آینده اش می شود…
زنی با قرار دادنم در منگنه، مرا مجبور به ازدواج با همسرش می کند…
اما…
همسری که برای من یک آشنای قدیمی است…
به اجبار همسر دوم می شوم… مادر می شوم… اما…
چه مادری؟
مادری که باید با به دنیا آمدن فرزندش او را رها کند و به دست کسی دیگر بسپارد…
فقط به خاطر نجات جان مادرش…
دنیا و آدم هایش به من زخم می زنند…
من سلما… دختری که با بازی روزگار زن می شود… مادر می شود….و می شکند…
من… سلما… دختر دریاها…
زیبا… شرقیه رویاها…
تنها… عاشق فرداها…

به نام خدا

داخل آشپزخانه مشغول کمک به خاله مهری بودم که صدای افسون خانم به گوش رسید:
– مهری؟… مهری؟…
خاله با هول جواب داد:
– بله خانم؟ اومدم.
و با عجله از آشپزخانه خارج شد.
سیب زمینی های خلال شده را داخل سبد ریختم و شستم. همین طور که دستانم را خشک می کردم، خاله مهری را دیدم که وارد آشپزخانه شد و گفت:
– سلما؟
سمتش چرخیدم و نگاهی به چهره ی مضطرب و رنگ پریده اش کردم:
– بله خاله؟
انگار دلهره داشت، چون دستانش را در هم قفل کرده بود و با تردید به سرتاپایم نگاه می کرد، که گفتم:
– خاله؟ کارم داشتی؟
– خاله جون، بیا برو افسون خانم با تو کار داره.
با تعجب پرسیدم:
– با من؟

دانلود رمان فوق العاده تو بزن تا من برقصم به قلم اعظم فهیمی

چه امتیازی می دهید؟
5 / 4.00
[ 5 رای ]
5,954 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 183
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


تبلیغات متنی