نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان عشق تدریجی

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان عشق تدریجی

خلاصه:

دانلود رمان عشق تدریجی داستان درباره یک دختره  دختر شیطون، با دوست دیگش   تو دانشگاه دعواش میشه و همین دعوای کوچیک،با شرطی که سر اون دختر می بنده،باعث اتفاقات خوب و بدی میشه که اتفاقات زیاد و پر از هیجان و البته عشق های زیادی رو برای خودش و اطرافیانش رقم میزنه و پای کسایی به داستان باز میشه که

آرمان نگاهش رو از تلویزیون گرفت و گفت:

 بچه برو بخواب، مگه فردا نباید بری؟؟

به تو چه ای نثارش کردم که گفت:رمان عشق تدریجی

 پرو شدیاااا،برو بچه برو بخواب که معلومه گیج خوابی!

راست می گفت، سری تکون دادم و رفتم از پله ها بالا.

راستی خودم رو معرفی نکردم،

من یه دختر شاد و خوش سرزبونم به اسم آرام به معنی سکون و آرامش

اما بر خلاف اسمم خیلییییی شرمممم!!

 یه داداش بزرگ تر از خودم دارم به اسم آرمان. هردوتامون با هم میترکونیم.

بابامون روی وضعیت تحصیلمون خیلی خیلی حساسه.

بخاطر همینم تو سن ۱۵ سالگی با خانواده مون رفتیم فرانسه.

تا من کنکورم رو دادم و خواستم سال اول دانشگاهم رو تو دانشگاه فرانسه بگذرونم

بخاطر کار بابام که شرکت داره مجبور شدیم بر گردیم اما بابام قبول نکرد و گفت خودش بر  

میگرده اما ما به زور راضیش کردیم باهاش بیایم.

در اتاقم رو باز کردم و رفتم تو اتاق.

رمان عشق تدریجی

خب داشتم می گفتم، بخاطر اینم که چن سالیه از وطن دور بودیم از هیچ کدوم از دوستامون خبر…

نچ نچ نچ نداریم. راستی من قراره برم دانشگاه اونم فردا،البته بعد یک هفته  

طاقت فرسااا.رمان عشق تدریجی

روی تخت دراز کشیدم و چشمام رو بستم.

و نمی دونستم چندتا اتفاق کوچک تو دانشگاه چه اتفاقاتی رو بیرون

دانشگاه برای من و اطرافیانم رقم می زنه…

دینگ،دینگ…دینگگگگگ،دییییینگ.

اااه بازم که این آلارم گوشی مزااحم. رمان عشق تدریجی

اه،دیوونه شدممم. همون طور که تو خواب و بیداری بودم

آلارم گوشی رو قطع کردم و با چشم نیمه باز به ساعت گوشیم نگاه کردم.

۷و۲۵ دقیقه صبح،

بیخیال سرم رو زیر پتو کردم که یک دفعه یاد روز اول این دانشگاه…

افتادم و سریع از تخت دو نفره (خوشگلم) پایین اومدم رمان عشق تدریجی

و با یه حرکت سریع تو دستشویی رفتم و بعد از

آب زدن به دست و روم خودم رو تو آیینه نگاه کردم.و یک دفعه زیر خنده زدم

و خودمو مسخره کردم.قیافم در حد لالیگا مسخره شده بود. چشمای هزار رنگم که توش هزار تا  

رنگ هست پف کرده بود و موهای خرمایی رنگم آشفته دورم ریخته شده بودو در کل سوووووژه بودم.

سریع از دستشویی بیرون اومدم و موهام رو شونه کردم.

توی کمد چشم می چرخوندم و دنبال یه مانتو خوشگل بودم

که هم تک باشه و دخترا باهام دوست بشن البته نه پسراااا.

چون منکه نمی تونم تو دانشگاه دوس نداشته باشم، میتونم؟    

همین جوری کلافه دنبال مانتو بودم که یک دفعه چشمم افتاد به،

عالی بود!!! مانتو صورتی مایل به گلبهی که آستین های سه ربع داشت

و پایین آستین و یقه اش پارچه پلنگی کار رمان عشق تدریجی

شده بود و یه کم پایین تر از یقه اش دو تا گل بود که با زیپ درست می شد

و در کل عالیییی بود. بعد یک شلوار لی مشکی که تازه خریده بودم

 رمان:عشق تدریجی

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
739 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 1480
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


تبلیغات متنی