نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان عشق و سنگ جلد دوم

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
پنج شنبه ۶ آذر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان عشق و سنگ جلد دوم

خلاصه:

دانلود رمان عشق و سنگ جلد دوم داستان از اونجایی شروع میشه که یسنا به همراه دوست صمیمیش آیلین توی دانشگاه شهر دیگه قبول میشن..ولی با مخالفت شدید خانواده ها برای رفتنشون مواجه میشن ولی بلاخره اونا رو راضی میکنن ولی به یک شرط…اینکه برن توی خونه ی پسر عمه ی آیلین زندگی کنن…یسنا و آیلین هم قبول میکنن ولی زندگی توی اونجا سرنوشت همشونو تغییر میده و …..

لازانیا رو گذاشتم توی فر و از آشپزخونه اومدم بیرونو رفتم سمت اتاق خواب. وارد اتاق که شدم

چشمم خورد به تخت خواب دونفره ی صدفیمون. لبخند ناخواسته ای زدم…

چه شبایی که روی این تخت با هم به صبح نرسوندیم. سری تکون

دادمو حولمو برداشتمو رفتم

حموم. یه دوش ده دقیقه سریع گرفتمو از حموم اومدم بیرونو نشستم پشت میز توالتم.

اول یه ذره آرایش کردم بعد از اون از جام بلند شدمو یه تاپ شلوارک قرمز تنم کردمو

موهامو همونطور خیس ریختم دورم.. آخه ارسان اینطوری دوست داشت.

لبخندی به خودم توی آیینه زدمو از اتاق اومدم بیرون. دستگاه پخش و روشن کردم

و روی آهنگ مورد علاقم تنظیم کردمو رفتم توی آشپزخونه تا سالاد درست کنم.

مواد سالاد از قبل آماده بود پس فقط من خوردشون کردم….

چند لحظه بعد با آهنگ مورد علاقمون شروع کردم به خوندن

تو هستی تنها عشقم تو دنیامی

نباشی میمونم بی تو تنها

 رمان عشق و سنگ جلد دوم

اگه که یک روز از من دلگیری

دوست دارم تو رو قد دنیا

واسه دیدنت قلبم میلرزه

وجود تو به دنیا می ارزه

برای لحظه های شیرینم

لب تو داره بهترین مزه

به اینجای آهنگ که رسید دستای یکی از پشت دور کمرم حلقه شد.سرشو گذاشت روی شونم

ارسان-چرا خانومم امروز نیومد درو برام باز کنه.

-ببخشید صدای آهنگ بلند بود نشنیدم.

ابرویی بالا انداختو با بدجنسی گفت

ارسان-ا که نشنیدی… باشه پس خودتو برای یه تنبیه حسابی آماده کن.

برگشتم سمتشو تا خواستم چیزی بگم روی دست بلندم کرد. جیغ آرومی زدمو در حالی که گردنشو میگرفتم گفتم

-وااااااااای.. بزارم زمین الان هردو مون میافتیم.

ارسان- یعنی تو بعد از سه سال هنوزم فکر میکنی خیلی برام سنگینی؟

خندیدمو گفتم  رمان عشق و سنگ جلد دوم

-باشه.. الان بزارم زمین کار دارم.

ارسان لبخندی زدو در حالی که به سمت اتاق میبردم گفت

ارسان-فعلا من بیشتر با شما کار دارم.

-ارسان دیونه.

ارسان-آره.. ارسان دیونه ی عاشق یسنا.

دیگه به اتاق رسیده بودیم. منو آروم گذاشت روی تخت خودش از جاش بلند شد

تا کتشو دربیاره. منم از فرصت استفاده کردمو خواستم از طرف دیگه ی تخت فرار کنم

که ارسان سریع دستمو گرفتو خوابوندم رو تخت و خودشم خوابید روم.

ارسان-جایی میخواستین برین خانوم؟

-ارسان به خدا این دفعم غذام بسوزه من میدونم با تو.

ارسان- خب بسوزه.

لبمو به دندون گرفتمو با صدای تحلیل رفته گفتم

-ارسان…

ارسان سرشو توی موهام فرو کردو در حالی که نفس میکشید گفت

ارسان-جان دلم…

سرشو آوردم بالا و توی چشماش نگاه کردم… چشمای مشکیش..

تیله هایی که یه روزی حسرتشونو میکشیدمو حالا مال من شده بود…

حالا فقط تصویر من بود که توشون نقش میبست… بیرونو رفتم آشپزخونه

و بقیه سالادو درست کردم. یه ربع بعد ارسان با موهای خیس اومد نشست سرمیز.

خندیدمو در حالی که ابرویی بالا مینداختم گفتم

    چه امتیازی می دهید؟
    5 / 0
    [ 0 رای ]
    1,035 views مشاهده
    دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 238
      • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
      • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.

    
    تبلیغات متنی