نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان عصر یخبندان جدید بروز شده

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
یکشنبه ۶ مهر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان عصر یخبندان

خلاصه:
دانلود رمان عصر یخبندان _ نیل دانشجوی رشته ادبیات است و در حال نوشتن رمانی به نام عصر یخبندان و در حمایت از قربانیان اسید پاشی. او که تا کنون زندگی روزمره‌ای همراه با مادرش داشته؛ با ازدواج دوباره ی مادرش وارد ماجراهایی می‌شود که خودش به تنهایی نمی‌تواند از پس آن‌ها بربیاید‌.

برترین رمان اجتماعی انجمن نوولفا BNY

این رمان اختصاصی سایت نوولفا است.

پیشنهاد می شود

دانلود رمان ساز دلم ناکوکه

دانلود رمان گفته بودی دوستم داری بی اندازه (جلد دوم)

دانلود رمان خاتمه بهار

مقدمه:
بالاخره روزی می‌رسد که یخ‌های این خانه‌ی منجمد، ذوب می‌شوند و گرمای آغوش تویی، مرا از یخ‌بندان درونم به گرمایی لبریز از آرامش هدایت می‌کند…! و من بهتر از هر انسانی می‌دانم که بعد از آنکه تمام شهر، طردم کردند، تویی می‌آیی که شبیه هیچ کس نیست!

قسمتی از رمان:

آفتابِ جان سوز و داغ دومین فصل سال چشمانم را وادار به بسته شدن می‌کند‌. کاش یکی پیدا شود و به این خورشید بگوید انقدر با نگاه پر ترحمت دل ما را نلرزان! خسته و بی‌رمق راه طولانی کوچه را طی می‌کنم.
نگاهم به نگاه دختر بچه‌ای گره می‌خورد که شبیه کودکی‌هایم است. کودکی‌هایم با همان پیراهن و شلوارک صورتی که بستنی قیفی در دستش در حال آب شدن است.
آن طرف‌تر کنار خانه‌ی شمسی خانم این‌ها، چند زن مسن و سالخورده، روی زیراندازی نشسته و مشغول حرف زدن و سبزی پاک کردن بودند‌. کاش من هم سن آن‌ها بودم و ز غوغای جهان فارغ! اصلا کاش به خوابی سی‌صد ساله فرو بروم!
کوله‌ام روی شانه، سنگینی می‌کند؛ از گرمای زیاد، تنم یخ می‌زند! از برخورد خورشید به صورتم، مغزم منجمد می‌شود! 

    • نام رمان : عصر یخبندان
    • نویسنده : fateme078 کاربر انجمن نوولفا
    • ژانر: اجتماعی، عاشقانه، تراژدی
    • ویراستار: بهار قربانی
  • تعداد صفحات : ۷۳۳
چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
890 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 183
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


تبلیغات متنی