نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان عقد غیابی -

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
چهارشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان عقد غیابی

رمان عقد غیابی

خلاصله :دانلود رمان عقد غیابی نیکای قصه ی ما دختری از خانواده ی پول دار ، پدرش صاحب چندین شرکت بزرگه ،

ولی از بد روز گار یا سرنوشت نیکا ، نصف دارایشو از دست می ده واین موضوع برای دختر شرو شور ما مشکلاتی به همراه داره …با ما همراه باشید
ـ اه از این استاد اخمو متنفرم انگار ارث بابا شو ازمن می خواد .
النا سری تکون دادوزد پس سرم دانلود رمان 
ـ واقعا پرویی دختر ! وقتی تو کاریکاتورشو می کشی و سرکلاس آدامس باد می کنی چه انتظاری داری ؟
شونه امو بالا انداختم رمان

پیشنهاد می شود

دانلود رمان کلبه ای میان جنگل اختصاصی یک رمان

حقشه از همون اول با همه سر ناساز گاری داشت منم تلافی کردم .حالا بیا بریم که دیر شد .
هردو سوار بی ام وی سفیدم شدیم وشوخی کنان به راه افتادیم .همیشه آهنگ بی کلام دوست داشتم ضبط و روشن کردم . نگاهم سمت النا کشیده شد.

قسمتی از متن رمان :

ها چته تو فکری ؟
دهانشو پر باد کرد و پفی کرد.
ـ می دونی دنبال یه کار نیمه وقت می گردم .نمی خوام زیاد به بابام فشار بیاد .
ـ آره ولی چطور کاری می خوای ؟
ـ نمی دونم چه کاری ولی باید هر چه زودتر یه کار خوب ونیم وقت پیدا کنم .
برای اینکه حال هواشو عوض کنم ، با خنده گفتم:
ـ غصه نخور حالا بیا بریم پاتوق همیشگی چیزی بخوریم
با بی حوصلگی به بیرون خیره شد .
ـ نه حوصله ندارم بزار برای یه وقت دیگه اگه میشه من و برسون خونه
ـ باشه هر طور بخوای
بعداز پیاده شدن النا به خونه برگشتم ، النا دختری زیبا و خوش اخلاقی بود .پدرش باز نشسته ی

اداره ی پست بود .وبا حقوق باز نشستگی خرج سه تا محصل والنارو می داد.حالا النا نمی خواست

    • موضوع:عاشقانه

    • طراح: هکرقلب

    • تعداد صفحات:

    • منبع:بازار

چه امتیازی می دهید؟
5 / 5.00
[ 1 رای ]
6,829 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 189
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


مطالب محبوب
تبلیغات متنی