نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان فراتر از عشق با فرمت pdf

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
سه شنبه ۱ مهر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان فراتر از عشق با فرمت pdf

دانلود رمان فراتر از عشق با فرمت pdf

زینگ… باز صدای زنگ خونه به صدا در اومد باز چهارشنبه شد دو روز تعطیلی تا بریم عشق و حال. درسته که سال آخر دبیرستانم و بچه خرخون کلاس، ولی خوب یه جورایی شر کلاسم. این ویدام که همیشه فس فس می کنه. فقط یه ربع طول می کشه تا مقنعشو روی سرش مرتب کنه. بالأ خره خانوم تشریفشونو اوردن.
– توهم که همیشه فس فس می کنی از دوستم شانس نیوردم.
ویدا- اینقدر غر غر نکن. خب تا وسایلمو جمع کردم دیر شد.
– عین این بچه کلاس اولیا می مونی. ایش…
ویدا- حالا مگه چی شده؟ اگه اینقدر فک نزنی رفتیم خونه.
– شما یه ذره دیگه حوصله کنی مهمون آقا پسرای گل خیابونی می شیم.
قیژ… یه ۲۰۶ مشکی راست جلو پامون ترمز کرد. در گوش ویدا گفتم : عرض نکردم اینم یکی از مزاحما.
ویدا- حالا نگاهش کن ببین کیه؟
– هوی! من محرف نیستما. تو درباره ی من چی فکر کردی هان هان هان؟
با صدای بلند گفتم : ای تو روح هر چی مزاحمه.
یه مرتبه پسره پارازیت در کرد و گفت: خانوم ماشین دربست نمی خوایین؟
ا?! این چه قدر صداش آشناست. نگاهش کردم. اینکه رامتین پسر عمومه. چه قدر کلاس داره جلوی دوستای صمیمیت یکی بیاد دنبالت.
اونم کی؟ پسر عموت.
از ویدا خداحافظی کردم و شیرجه رفتم تو ماشین رامتین.
– به به ماشین نو مبارک! پس شیرینیش کو؟
رامتین- شیرینیش اینه که خودم شخصا اومدم دنبالت.
– نه اون بحثش جداست. جمعه چلو کباب مهمون تو. چه طوره؟
رامتین- یه دختر درس خون جمعه و شنبه حالیش نیست عین یه بچه ی خوب می شینه سر درس و مشقش.
– ایش… برای چی اینقدر می پیچونی؟ خب بگو شیرینی نمی دم خسیس.
رامتین خندید و گفت : من برای خودت گفتم وگرنه من حاضرم جمعه همین هفته.
– ماشینه رو با پول خودت خریدی؟
رامتین- آره.
– دمت جیز من از بچگی عاشق آدمای مستقل بودم.
اینقدر حرف زدیم که اصلا نفهمیدم چه طوری رسیدیم خونه. از رامتین خداحافظی کردم رفتم خونه. مامان داشت برای غذا سالاد درست
می کرد.
– سلام مامانی!

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
2,308 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 182
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


تبلیغات متنی