نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان فرار از جهنم (موبایل و PDF)

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
یکشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۷
اشعار زیبا ، کوتاه و عاشقانه خاقانی شروانی و بیوگرافی خاقانی
اشعار خاقانی
اشعار زیبا ، کوتاه و عاشقانه بابا افضل کاشانی و بیوگرافی بابا افضل
اشعار بابا افضل
دانلود کتاب جزیره ی افسونگران اثر فریبا کلهر
دانلود کتاب جزیره ی افسونگران اثر فریبا کلهر
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی بنام بارون با لینک مستقیم
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی بنام بارون
دانلود آهنگ جدید رضا حیدرنیا بنام اونم رفت
دانلود آهنگ جدید رضا حیدرنیا بنام اونم رفت
دانلود رایگان رمان پاییز مرگ ویژه جدید با لینک مستقیم
دانلود رمان پاییز مرگ ویژه
دانلود رمان تلافی و اما عشق با لینک مستقیم نودهشتیا
دانلود رمان تلافی و اما عشق

خامه ای

مهر پاتوق

14529707083

نوشته مژگان.س کاربر نودهشتیا

خلاصه رمان
یکبار برای همیشه باید از این توفیق اجباری فرار میکرد…شاید اگر تنها نبود اگر آواره غربت نبود اگر پشتش به حمایتهای نیما گرم نبود هیچ وقت زندگی تو اون جهنم تلخو تحمل نمیکرد.
آوینا تنها که شد مجبور شد
در به در دنبال یه راه فرار گشت اما جز یه فرصت طلایی تو زندگیش رقم نخورد.
اون فرصت بله گفتن به مرد زخم خورده و عاشقی بود که بعد از سالها دوری به جهنمی برگشت که آوینا منتظر فرار از اون بود.
بله گفتن به سامانِ سرد و تلخ راه فرار نبود که هیچ بلکه کلید تلخیای زیادی رو زد…پایان خوش

قسمتی از داستان
نگاهش کردم… مهربون بود بی مرز.
بی شک مهربونیاشو از آفرین جون وام گرفته بود اونم مثل نوه بینظیرش صبور بود و خواستنی…
سرمو روی شونه هاش گذاشتم تا دل گرم بشم از هجوم حمایتهای بی دریغش.
شاید اگر این موجود خارق العاده کنارم نبود یک روزم هوای نفس گیر قصرو تحمل نمیکردم.
-دلم از الان برای آفرین جون تنگ شد.
-شش ماه بسش نبود آویزون پیر زن شدی حالا چی بگم خلبان دور بزنه؟
تک خنده ام میون صدای مهمان دار گم شد… پارازیت که نمینداخت یه کمی حال و هوام با مزه پرونیای نیما عوض
میشد
مسافرین محترم لطفا کمربندهای خود را بسته و صندلی خود را به حالت عمودی برگردانید.
-حیف شد رسیدیم.
نشنیده گرفت حرفمو تو صندلیش کاملا چرخید و قبل از حرکت من دست برد و کمربند با کمی چاشنی اخم و لودگی
بست.
-همینه دیگه تا یکی بالا سرت باشه دم به ثانیه کارای شخصیتو انجام بده جمع که نمیکنی خودتو … بذار پام برسه خونه
پشت گوشتم دیدی منم دیدی.
تو دلم کنار مهربونیاش پره امینت بود وهمین وابستگیه عمیق نمیذاشت به یه روز نبودش فکر کنه.همینکه از حس
متقابل خبر داشتم دلم قرص میشد همیشه هست.
-باتوام … معلوم هس تو کدوم هپروتی؟ کمک نفستو بردار الان که هواپیما ارتفاعشو کم کنه به هپ هپ میخوری.

 

 

 

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
214 views مشاهده
برچسب ها

دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 0
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.




نوشته‌های تازه

مطالب محبوب
تبلیغات متنی
رمان
دانلود رمان