نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان فرمانده

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
سه شنبه ۸ مهر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان فرمانده

دانلود رمان فرمانده . درمورد دختری به نام یلدا که غرق خوشیِ و دور از مشکلات دنیای اطرافش، به تنها چیزی که فکر نمی کرده همیشه همین بوده. تا که روزی می ره و میاد که ورق زندگیش برمی گرده. کل زندگیش تغییر می کنه و دچار دغدغه می شه. آدم می کشه اما بدون اراده، عاشق می‌شه اما ناخودآگاه. همین که می‌خواد با عشقش به خوشبختی برسه که یه چیزی عین طوفان به سمت اوج عشقش می ره و خوشبختیش رو مثل یه قایق چوبی در هم می شکنه.
مقدمه=دل نوشته
بعضی حرفا رو نمی شه گفت… باید خورد…!
ولی بعضی حرفا رو
نه می شه گفت
نه می شه خورد…!
می مونه سر دل!
می شه دلِ تنگ…!
می شه بغض!
می شه سکوت!
می شه همون وقتی که خودتم نمی دونی چه مرگته…

نام کتاب: فرمانده
نام نویسنده: narjes.kh کاربر انجمن نگاه دانلود
ژانر: عاشقانه
نام تاییدکننده: کهربا

قسمتی از داستان :

_بلدا؟ یلدا؟ ای بابا کجایی تو؟ بیا بریم آخرین امتحانو بدیم و خلاص. آهـای. دیر شد.
_باز این رفت پی فوضولیاش. ولش کن بیا بریم.
_خیلی خوب، باشه.
پنج دقیقه بعد از رفتن اونا از پشت خاک‌ریزا بیرون اومدم و دستامو بهم کوبوندم. خنده ریزی کردمو یه بشکن واسه خودم زدم. ایول! بازم دَکِشون کردم. دم خودم گرم حسابی. توی نخلستونا واسه خودم سرخوش پرسه می‌زدم.
هنوز تا شروع آخرین امتحان مونده بود. اونا همیشه زود می‌رن. دوستامو می‌گم؛ ملیسا و کمند. خودکارمو توی جیبم گذاشتمو شروع به فوضولی کردم. اسمم یلداس، هفده سالمه. یه دختر عادی مثل همه ی دخترا. خیلی شیطون و فوضولم. نابغه ریاضی. عاشق ریاضیم. یه دختر رک و سرخوشم، فوضول نیستما، فقط کنجکاوم، کنجکاو!
بگذریم. من خانواده چهار نفرمو دوس دارم، اسم مامانم یاسمینه. اسم باباجونمم کیوان؛ یه مرد عالی و عرب و با غیرت؛ البته یه داداشم داره که دوسال از خودش بزرگتره،

 

دانلودرمان براي اندرويد،تبلتJarدانلود رمان براي جاواPDFدانلود رمان براي کامپيوتر ، ویندوزePubدانلود رمان براي آيفون،ايپد،،اندرويد،تبلتZipدانلود رمان پی دی اف بصورت zip

رمز فايل : www.negahdl.com

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
743 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 184
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


تبلیغات متنی