نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان فریب خورده رایگان و لینک مستقیم

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
یکشنبه ۶ مهر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان فریب خورده رایگان و لینک مستقیم

دانلود رمان فریب خورده

دانلود رمان فریب خورده

بسم تعالی

هر وقت دلتنگم و نگران به خودش پناه می برم. امروز هم از اون روزهاست، خیلی نگرانم .
نگران دانشگاه و منتظر خبری ازآرش.
به اطراف نگاه کردم امروز کسی سر شالی نیومده بود حتی بابا.

برنج هایی که تازه جوانه زده بودن، بوی عطرش، سبزی برگ هاش خیلی لذت بخش بودند.
کمی جای خشک وبدون کاشت پیدا کردم ونشستم.
سرم رو به طرف آسمان گرفتم. امروز بعد بارندگی مداوم چند روز

اخیر آسمان عجب صاف و بدون ابر بود.
شروع کردم با یکتای عالم که آرام دهنده همه قلبهاست صحبت کردن .
– چرا همه می گن خدا رو نمی شه دید واحساس کرد؟چرا می گن

خدا خیلی بالا وبالا تر از آسمان هاست؟ ولی من تورا با تمام وجودم

دیدم و احساس کردم، احساس کردم در وجود پدر ومادری که خودت

بهم عطا کردی. پدرو مادری که ریشه ی محبت ودین وایمان را در دلم

پرورانند، به من یاد دادن همیشه خدا نزدیکته، حتی نزدیکتر از رگ گردن.

خدایا این دو نعمت بزرگ زمینی رو همیشه در پناهت نگه دار. ما

فرزندان ایران زمین را در زیرسایه شان حفظ کن. هیچ فرزندی را بی نصیب

از این نعمت نگذا…
با صدای آرش یک متر از جا پریدم.
– نفس، نفس … ای خدا بگم چیکارت نکنه دختر. وای مردم… ای وای نفس،

نفسم برید. وای نٌمیری الهی. من نمیدونم تو از جون خدا وآسمانش

چی می خوای؟ هر وقت بی کار میشی سر خدا رو گرم می کنی که ماها رو نبینه.
اون قدر از قیافش خندیدم که حد نداشت.
– اره بخند، تو نخندی پس کی بخنده؟ نفس بابا شدن خودش کم

حرفی نیست. من از نفس بیفتم تو هم اینجا برام هرهر وکر کر کن.

واست یه خبر توپ داشتم که می زارم برای بعد. بای بای …
هراسان از جام بلند شدم ودویدم دنبالش
– آرش داداشی، اخه خیلی بامزه شده بودی … عینه لبو قرمز شدی.
زود برگشت دنبالم کرد. منم پا به فرار گذاشتم.
برگشتم و به طرف درختها دویدم تا مبادا داخل شالی قدم بزارم وبرنج ها

وهمه زحمات مردم مخصوصا بابا، به حدر بره.

چه امتیازی می دهید؟
5 / 5.00
[ 1 رای ]
1,604 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 183
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


تبلیغات متنی