نوولفا شهری پر از رمان

نوولفا _ www.novelfa.ir

توضیحات

سایت انجمن نوولفا

رمان

رمان عاشقانه دانلود جدید ترین رمان های عاشقانه ایرانی با موضوعاتی کاملا متفاوت و عالی هم اکنون از سایت نوولفا در اختیار شما عزیزان می باشد رمان هایی از جمله رمان همسر اجباری رمان ایدا و مرد مغرور رمان بگو سیب رمان بی پناهی همراز رمان مردها عاشق نمیشوند رمان عشق وحشی رمان عشق اجاره ای و صد هار رمان دیگر که همه و همه اختصاصی سایت نوولفا میباشد رمان های عاشقانه بسیار زیبایی داخل سایت موجود هست و از شما دعوت میکنیم تا از تمامی رمان های سایت دیدن فرمائید .مجموعه ما در دنیای مجازی تحت عنوان انجمن رمان های عاشقانه در حال فعالیت میباشد
در صورت درخواست هر گونه رمان و کتاب در تماس با ما یا به ایمیل زیر پیام بفرستید و یا در تلگرام با ما در تماس باشید تل = 09190915317 تلگرام = mpero@

دانلود رمان فریب خورده رایگان و لینک مستقیم

دانلود رمان فریب خورده

دانلود رمان فریب خورده

بسم تعالی

هر وقت دلتنگم و نگران به خودش پناه می برم. امروز هم از اون روزهاست، خیلی نگرانم .
نگران دانشگاه و منتظر خبری ازآرش.
به اطراف نگاه کردم امروز کسی سر شالی نیومده بود حتی بابا.

برنج هایی که تازه جوانه زده بودن، بوی عطرش، سبزی برگ هاش خیلی لذت بخش بودند.
کمی جای خشک وبدون کاشت پیدا کردم ونشستم.
سرم رو به طرف آسمان گرفتم. امروز بعد بارندگی مداوم چند روز

اخیر آسمان عجب صاف و بدون ابر بود.
شروع کردم با یکتای عالم که آرام دهنده همه قلبهاست صحبت کردن .
– چرا همه می گن خدا رو نمی شه دید واحساس کرد؟چرا می گن

خدا خیلی بالا وبالا تر از آسمان هاست؟ ولی من تورا با تمام وجودم

دیدم و احساس کردم، احساس کردم در وجود پدر ومادری که خودت

بهم عطا کردی. پدرو مادری که ریشه ی محبت ودین وایمان را در دلم

پرورانند، به من یاد دادن همیشه خدا نزدیکته، حتی نزدیکتر از رگ گردن.

خدایا این دو نعمت بزرگ زمینی رو همیشه در پناهت نگه دار. ما

فرزندان ایران زمین را در زیرسایه شان حفظ کن. هیچ فرزندی را بی نصیب

از این نعمت نگذا…
با صدای آرش یک متر از جا پریدم.
– نفس، نفس … ای خدا بگم چیکارت نکنه دختر. وای مردم… ای وای نفس،

نفسم برید. وای نٌمیری الهی. من نمیدونم تو از جون خدا وآسمانش

چی می خوای؟ هر وقت بی کار میشی سر خدا رو گرم می کنی که ماها رو نبینه.
اون قدر از قیافش خندیدم که حد نداشت.
– اره بخند، تو نخندی پس کی بخنده؟ نفس بابا شدن خودش کم

حرفی نیست. من از نفس بیفتم تو هم اینجا برام هرهر وکر کر کن.

واست یه خبر توپ داشتم که می زارم برای بعد. بای بای …
هراسان از جام بلند شدم ودویدم دنبالش
– آرش داداشی، اخه خیلی بامزه شده بودی … عینه لبو قرمز شدی.
زود برگشت دنبالم کرد. منم پا به فرار گذاشتم.
برگشتم و به طرف درختها دویدم تا مبادا داخل شالی قدم بزارم وبرنج ها

وهمه زحمات مردم مخصوصا بابا، به حدر بره.

اشتراک در شبکه اجتماعی

بیوگرافی نویسنده admin

مشاهده تمامی 728 پست

ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.