نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان فقط، فریاد نزن

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان فقط، فریاد نزن

دسته بندی : رمان عاشقانه جدید 2019 و 2018 تاریخ : شنبه 5 ژانویه 2019

دانلود رمان فقط، فریاد نزن

خلاصه:

دانلود رمان فقط، فریاد نزن هیلدا که به خاطر بی پولی پدرش مجبور می‌شه تن به ازدواج با مردی پنجاه ساله ای بنام احسان بده، احسان که دارای دو فرزنده و از زنش طلاق گرفته. احسان هم در ازای ازدواج با هیلدا، پول هنگفتی به پدرش بده.هیلدا به عمارت احسان پامیزاره و با احسان و دختر و پسر اون زندگی می‌کنه.

پیشنهاد می شود

بی شک از خوندن اون پشیمون نمیشید.

بافتن موهام که تموم شد، از روی صندلی چرخ دار مقابل ایینه، بلند شدم، و با لب خندی مصنوعی و ساختگی، رو به شیدا گفتم: «مرسی شیدا جان، کی باشه که جبران کنم. به خدا دیگه روم نمی شه تو چشات نگاه کنم!»

دانلود رمان فقط، فریاد نزن

شیدا لبخند شیرین و مثل همیشه، دل گرم کننده ای زد: «فدای چشات هیلدا جون!»

تشکر کردم و از آرایشگاه بیرون اومدم. هنوز هم دل درد داشتم، خب آخه کدوم انسانی، وقتی همیشه غذاهای مونده ی، چند شب پیش و بخوره، سالم می مونه؟

هیروش همیشه برام، از هتل غذا می اورد، که اون هم اون جوری اخراج شد،وللش کن!…

روسری کوتاه و نازکم و کمی جلوتر کشیدم، و گام هام و تند تر کردم، اگه دیر می رسیدم، بابا سرافکنده می شد. دلم نمی خواست، خجالت بکشه.

دیگه من با این تقدیر کنار اومدم، امشب به خواستگار شصت و پنج ساله ای که چهل و پنج سال ازم بزرگ تره، جواب مثبت می دم!

دانلود رمان فقط، فریاد نزن

اخه پدرم مهم تره، جواب مثبت من، می تونه شرایط خوبی رو، برای بابا و هیروش فراهم بکنه.

پوف کلافه ای کشیدم و سوار تاکسی شدم : «خدایا؛ به امید خودت! فقط خوشبختم کنه کافیه، سنش به درک!»

بعد از تکمیل شدن مسافران، راننده راه افتاد. از شیشه ی کنارم، به بیرون خیره شده بودم.

احساس می کردم درد قلبم، از دختران گل فروش، پسران فال فروش، و حتی عابران بی پناه هم بیشتره! اما باز یه صدایی توی گوشم زنگ می زد و من وواز ناشکری باز می داشت: «هیلدا دخترم! خدا همیشه هوای بنده هاشو داره، خدا هر چی بیشتر یه بندش و دوست داره، بیشتر بهش سختی میده! برای این مه مودام دوست داره صدای اون بنده رو بشنوه، که اسمش و صدا می زنه!»

دانلود رمان فقط، فریاد نزن

دل تنگی برای مادرم، بغض خفیفی رو به گلوم تزریق کرد اما غرور دخترانم، باعث شد بغضم و پس بزنم.

به مقصد که رسیدیم، کرایه رو حساب کردم و پیاده شدم. اروم و سلانه سلانه، به سمت خونه قدم برداشتم.

به در کوبیدم تا کسی برام بازش کنه، اما مثل این که به در بسته زده بودم! اخه هیچ کس خونه نبود.

منم که طبق معمول کلیدم و فراموش کرده بودم.این موقع از روز، همیشه پدرم خونه بود! اما انگار جایی رفته.

کلافه به دیوار تکیه دادم و از خستگی شدید، چشم هام و به روی هم گذاشتم. این سکوت و تاریکی، داشت حسابی ارومم می کرد که صدای مردونه و دوست داشتنی هیروش، باعث شد چشم هام و از روی هم بردارم و لبخند دندون نمایی بزنم: «سلام داداش، خسته نباشی»

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
949 views مشاهده
برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 142
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


تبلیغات متنی