نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان قیزیل تئل

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
سه شنبه ۸ مهر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان قیزیل تئل

این همان کتاب دختر مظلوم می باشد

خلاصه:

دانلود رمان قیزیل تئل داستان دختریه که به خاطر یه سوءتفاهم و گناهی که برادرش مرتکب شده اسیر زندگی دو برادری میشه که یکیشون برای کشتنش نقشه کشیده. به خواست خودش وارد این منجلاب نشد ولی همین منجلاب مسیر زندگیش رو تغییر میده…خریدهاش رو تو دستش جا به جا کرد و منتظر تاکسی ایستاد. استرس تمام وجودش رو گرفته بود

و کف دستش حسابی عرق کرده بود. یه هفته بود که تو گوش خودش می‌خوند

استرس هیچ فایده‌ای نداره وقتی همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده

و اون فقط باید عین یه ربات هر چی بقیه گفتن و خواستن بگه چشم.

فقط یه لحظه آرزو کرد که کاش اون روز هیچ‌وقت پاش به خونه‌شون نمی‌رسید!

هرچی به اون ساعت نحس نزدیک‌تر می‌شد اعصابشم داغون‌تر می‌شد.

چون مسلماً تا چند ساعت دیگه قرار بود بدترین روز و بدترین ساعت‌ها و بدترین لحظه‌های عمرش رقم بخوره.

خیلی دلش می‌خواست مثل همه دخترایی که اولین خواستگارشون و تجربه می‌کنن

یه استرس ریز به همراه یه شادی دخترونه ته دلش موج می‌زد. از این حس‌های ناب که مدام

با خودش می‌گفت یعنی ازم خوششون میاد؟ یعنی آخرش چی می‌شه؟ یعنی منو می‌پسندن؟

یعنی اون مرد می‌تونه همون شاهزاده رویاهام باشه؟

رمان قیزیل تئل

ولی وقتی جواب خواستگاری رو از همین الان می‌دونست چرا باید بی‌خودی استرس داشته باشه؟

فقط حق داشت حرص بخوره که قرار بود چند ساعت دیگه به جواب خواستگاری مردی چهل و هشت ساله

که یه پسر دوازده ساله داشت بله بگه، چرا؟ چون پدرش اینجوری خواسته بود، چرا؟

چون اون مردی که جای پدرش بود پولش از پارو بالا می‌رفت… چرا؟

چون با این ازدواج قرار بود دست پدرشم تو بازار بند کنه، چرا؟ چون همه تو اون محله خراب شده

از خداشون بود که با همچین آدمی وصلت کنن و این وسط کی به حرف اون گوش می‌داد؟

کی اهمیت می‌داد به حرفاش وقتی یک هفته تمام داشت گلوی خودش رو پاره می‌کرد

که نامسلمونا! این مرد بیست و شیش سال ازم بزرگتره! تو این چند روز ذهنش رو خالی کرده بود

از بس فکر کرده بود به اینکه از کی کمک بخواد. کل اعضای خانواده‌ش رو پدر و زن باباش تشکیل می‌دادن،

از تمام کسایی که این رمان را خریداری کردن پوزش میخواهیم و تمام پرداختی ها برگشت خواهد خورد با توجه به این که نویسنده ی  عزیز شخصیت خودشون را زیر سوال بردن و رمان را از جایی کپی کردن و با توجه به این که تیم یک رمان در سطح سایت های موجود و کانال های مطرح بررسی صورت می دهد جهت کپی نبودن .لذا نظر  به اینکه نام اصلی این رمان قیزیل تئل و نویسنده ی ان دوشیزه می باشد(با اجازه نویسنده ی عزیز )  این رمان  به صورت رایگان در اختیار شما قرار می گیرد.

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
435 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 184
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


تبلیغات متنی