نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان لمس واژه خوشبختی با نقض قاعده عشق

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
سه شنبه ۶ آبان ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

رمان لمس واژه خوشبختی با نقض قاعده عشق به قلم آبان دخت

خلاصه:

به اعتقاد المیرا نجاتی برای لمس واژه ی خوشبختی در زندگی باید دو قاعده رو رعایت کرد اول رضایت پدر مادر و دوم زندگی با عشق اما به

علت اینکه المیرا هیچ وجه تشابهی با پدر مادر نداره این دو قاعده در مقابل همدیگر قرار میگیرند و المیرا مجبور به نقض قاعده ی عشق میشه

اما صفحه ی زندگی اش جوری ورق میخوره که المیرا با سهیلی که سالها عشق یک طرفه به المیرا داشته رو به رو میشه…
حال المیرا در بحرانی ترین انتخاب زندگی اش گیر افتاده که با انتخاب سهیل و با عشق یک طرفه اون به خوشبختی برسه یا زندگی بدون عشق رو ادامه بده…

مطلب پیشنهادی
دانلود رمان راز یک سوگند

دانلود رمان لمس واژه خوشبختی با نقض قاعده عشق

قسمتی از این رمان بسیار زیبا :

داشتم جیغ میکشیدم اما صدام در نمیومد، میخواستم تکون بخورم اما نمیتونستم
انگار یکی نشسته بود روی قفسه ی سینه ام، به زور چشمامو باز کردم، خیس عرق بودم، یه نفس عمیق کشیدم.
صدای مامان بود که نذاشت کابوس های تکراری هرشب این چند ماه اخیر رو دوباره ببینم، کابوس هایی که هرشب امیرمحمد رو ازم میگرفت،

امیرمحمدی که تو رویاهای دخترانه ام همیشه کنارم بود، مرد رویاهای من .
با صدای دوباره مامان که رو به روم نشسته بود حواسم به محیط جلب شد
مامان_ خدا سایه امیرمحمد رو از رو زندگیمون برداره که هرچی مشکل و اعصاب خردی تو خونست بخاطر وجود اون پسرست
_مامان! اول صبحی بزار چشمامو باز کنم بعدا شروع کن
مامان_ آره، راست میگی! منم که با جیغ و اسم امیرمحمد بیدار شدم و شروع کردم به گریه کردن
_مامان! خواهش میکنم

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
1,205 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 192
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


تبلیغات متنی