نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان ماه پنهان نوول فا

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
سه شنبه ۴ آذر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان ماه پنهان نوول فا

دانلود رمان ماه پنهان

دانلود رمان ماه پنهان

نام رمان: ماه پنهان

نویسنده: مبارکه خسروی

ژانر: عاشقانه

تعداد صفحات: ۲۴۷

خلاصه رمان:
به دنبال آرزویش بود این دختر ، زندگیش عوض شد و سرنوشتش برایش نوشت این تقدیر را
دختری که آرزویش شغل پلیسی بود اما رویاش شد برایش کابوس شبانهای بیش دور از خانواده
دور از زندگی خود دور از گذشته اش…

بخشی از رمان:

دلارام
وای بلاخره راحت شدم ،ازسالن اومدم بیرون این کنکور لعنتی و دادم راحت شدم .
من دلارام علیپور هستم،که همه دلی صدام میکنن، یک کمیشرم
و شلوغ کار و البتهشیطون؛ که دیگه نمیگم البته بعضیا میگن فوضولم ولی خودم ایمان دارم که
فقط یکمی کنجکاوم اصلا اینکلمه فوضول چیه؟ که استفاده میکنم.
دانیال داداشمو دیدم که نشسته بود تو ماشینش با یه جیغ گفتم :

-دانیال بالاخره راحت شدم.
بدبخت گپ کردچنان پریدبالا ،سرش خورد به سقف ماشین با دست سرشو گرفت و گفت:
دانیال : چه وضعه خبرداد نه بیشوربی فرهنگ.
-بی فرهنگ خودتی، خبر از این بهتر که من بلاخره کنکور دادم و قبول شدم.
دستشو عینه عزیز جون بالاگرفتو گفت:
دانیال: به حق پنج تن ایشالا که قبول نشی از فاطمه زهرا خواستم که به حق همین لحظه عزیز
مردودشی.
-اع اع الهی لال شی دانیال، دلت میاد اینجوری بگی؟!!!

قیافمو ناراحت کردمو سرمو انداختم پایین.
دانیال: اه اونجوری نکن قیافتو که دلم برات بسوزه، بهتر بریم بستنی بخوریم.
بعد از خوردن یه بستنی سنتی رفتیم خونه بابا مامانم خوشحال شدن چون من زحمتای فراوانی
برای کنکورم کشیده بودم ، وبلاخره کنکورمو دادم وباید دو هفته دیگه جوابشو بگیرم لحظه
شماری میکردم واسه دوهفته دیگه همین فقط…

ین دوهفته تویه چشم بهم زدن ردشد، داشتم ساعت دوازده شب به بعد جواب کنکور روی
سایت بود، همه خواب بودن خوابم نمیومد من میخواستم بزارم فردا جواب هارو بینم ،ولی طاقت
نیاوردم رفت کامپیوتر
روشن کردم.
رفتم تو سایت اسم ها اومد آروم رفتم از آخر خوندم اومدم بالا هرچی میومدم بالا و نبودن اسمم
ترس تو وجودم مینداخت ولی با دیدن اسمم باورم نشد وقتی مطمعن شدم مشخصات درسته
رفتم سمت رتبه با دیدن عددی که تو ستون رتبه بودچشام ازحدقه زدبیرون سریع رفتمسمت
آشپزخانه .
در یخچال و باز کردم شیشه آوردم بیرون، درشو باز کردم،بدون لیوانخوردم یاد رقمِ رتبه افتادم
این دفعه رفتم سمت اتاقم.

باکس دانلود
چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
1,014 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 232
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


تبلیغات متنی