نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان مرگ سکوت

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
دوشنبه ۷ مهر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان مرگ سکوت

دانلود رمان مرگ سکوت

دانلود رمان مرگ سکوت نوول فا

نام رمان: مرگ سکوت

نویسنده : مژگان فخار (کاربر انجمن نودهشتیا)

ژانر: عاشقانه و اجتماعی

هدف از نوشتن : علاقه و سهیم شدن نوشته هام با خواننده ها ، نشون دادن عواقب جهل و نادانی

خلاصه : لعیا دختری شهرستانی و از خانواده ای پر جمعیت هست که در تهران مشغول تحصیل در رشته پزشکی است . بر اثر تصمیمی اتفاقی با پسرعموی بیکار خود ازدواج می کند و این ازدواج و به دنیا آمدن دو فرزند ، باعث شروع مشکلاتی برای آن ها می شود که مشهور شدن همسرش نیز بر این مشکلات دامن می زند تا اینکه ..

بخشی از رمان:

رمان عاشقانه ای ناآرام

 سال ۹۷ – تهران .

چشمانش مدام دستان زن عمویش را دنبال می کند که تند و تیز با چاقوی زنجانی سبزی ها رو خرد می کند .

-غزل جان کجایی؟

-ها؟ یعنی بله . همین جام زن عمو . چیزی می خواین .

-بی زحمت چند تا نایلون از اون کشو اولی بیار .

رد انگشت زن عموی خود را دنبال می کند و از کشوی کنار یخچال ساید بای ساید چند نایلون فریزر را بیرون می کشد .

-سرش رو یکم تا کن تا سبزی ها رو بریزم .

-هنوز باورم نمیشه زن عمو !

-چی باورت نمیشه عزیزم !

-این که امیر داره میره سربازی و شما هم دارین سبزی آشش رو جا به جا می کنین . کاش عمو سربازیش رو می خرید .

-والا از بس به عموت گفتم زبونم مو در اورد ولی کو گوش شنوا . حرفش یه کلامه . میگه سربازی پسر رو مرد می کنه . هر چی بهش میگم مرد وقتی پولش رو داری برو سربازی بچه رو بخر راحتش کن . به گوشش نمیره . به ولله اگه امیرم سربازی نمی رفت همین فرداشب می اومدیم خواستگاریت !

از جمله آخر زن عموی خود غرق در شعف و شادی می شود ، گویی در دلش قند آب می کردند . سر به زیر می اندازد که زن عمویش می خندد و می گوید :

-اوا دختر الان وقت خجالت کشیدن نیست . نایلون رو بگیر بالا سبزی ها ریخت پایین .

-ببخشید . الان درستش می کنم .

-حالا چرا خجالت می کشی ؟ تو و امیر که صحبت هاتون رو کردین . من و عموت هم که حرفامون رو با بابات زدیم .

-آخه الان زوده . من تازه شونزده سالمه .

-تا امیر بره سربازی و برگرده تو هیجده سالت شده عزیزم . من همسن تو بودم امیر رو داشتم .

-دوره شما با ما فرق می کنه زن عمو .

-چی بگم والا . شما جوون ها همش حرف خودتون رو می زنید . راستی چه خبر از مدرسه ت ؟ تونستین عوضش کنید .

-آره . به راحتی . چون اکثر بچه ها میرن تجربی . روی رشته انسانی سخت گیری نمی کنن . راحت گرفتن .

-همیشه دوست داشتم عروسم دکتر مهندس باشه .

باکس دانلود
چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
683 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 183
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


مطالب محبوب
تبلیغات متنی