نوولفا شهری پر از رمان نوولفا _ www.novelfa.ir

رمان

دانلود رمان

رمان عاشقانه

دانلود رمان عاشقانه

رمان

توضیحات

سایت انجمن نوولفا

رمان عاشقانه دانلود جدید ترین رمان های عاشقانه ایرانی با موضوعاتی کاملا متفاوت و عالی هم اکنون از سایت نوولفا در اختیار شما عزیزان می باشد رمان هایی از جمله رمان همسر اجباری رمان ایدا و مرد مغرور رمان بگو سیب رمان بی پناهی همراز رمان مردها عاشق نمیشوند رمان عشق وحشی رمان عشق اجاره ای و صد هار رمان دیگر که همه و همه اختصاصی سایت نوولفا میباشد رمان های عاشقانه بسیار زیبایی داخل سایت موجود هست و از شما دعوت میکنیم تا از تمامی رمان های سایت دیدن فرمائید .مجموعه ما در دنیای مجازی تحت عنوان انجمن رمان های عاشقانه در حال فعالیت میباشد

در صورت درخواست هرگونه رمان و یا پخش رمان با ما در تماس باشید تل = 09190915317 تلگرام = mpero@

دانلود رمان مستقیم خوشبختی

دانلود رمان مستقیم خوشبختی

_سارا اون اهنگو ولش کن.بیا هل بده. تندتر هل بده.من این جوری دوست ندارم.اهان خوبه.تندتر.تندترش کن.عالیه دختر.
این صدای سیمین بود.سیمین دختر خیلی پر شور وشوقی بود.تاب بازی رو خیلی دوست داشت.اگه یک روز تاب بازی نمی کرد،روزش شب نمیشد.با این که اون ۲۵ سالش بود!!!سارا هم خواهر سیمین بود.برعکس سیمین سارا که خواهر کوچکترش بود،خیلی اروم و سر به زیر بود و شاید گاهی اوقات ان هم به ندرت صدای خنده های بلندش را می تونستی بشنوی.سارا ۴ سال از خواهرش کوچیکتر بود.یعنی ۲۱ سالش بود.
_اهوم….اهوم….پادشاه وارد می شود.سلام خواهرای گلم.صبح به خیر.سیمین جان چیزی میل دارید؟سارا جان
شما چه طور؟
سارا:بس کن سامان.حوصله ندارم.امروز سرم خیلی درد میکنه.لطفا بی مزه بازیاتو شروع نکن.
سامان:خواهر من….شما کی حوصله داری من اون موقع مزاحم شم؟
سیمین:پس برو دیگه برنگرد!
بعد سیمین و سامان باهم زدند زیر خنده.خوب راست هم می گفتند.سارا هیچ موقع حوصله شوخی و بی مزه بازی های اون دو نفرو نداشت.همش توی خودش بود.تنها رفیق او که سارا همیشه پهلوش درد و دل میکرد،و می تونست با راحتی و اطمینان کامل رازهاشو بهش بگه،السا دختر خالش بود.السا اخلاقش مثل سارا نبود.البته اخلاقش مثل سیمین هم نبود.به حد و اندازه شاد و غمگین میشد.درک خیلی بالایی داشت و این رو تنها کسی
که خوب می فهمید سارا بود.
سامان:خوب خواهرای گلم.یه سوپرایز خوب براتون دارم.
سیمین:بگو….بگو….من عاشق سوپرایزم.زود باش دیگه!!
سامان:خیل خوب.بهتون میگم.امروز یه مهمون ویژه داریم.می دونید داره از خارج از کشور میاد و هیچ جایی رو نداره جز این جا!!
سارا:ما که فامیل خارجی نداشتیم.تازه اگه فامیل باشه،جز ما کسای دیگه رو هم داره.پس نتیجه میگیریم که فامیل نیست!!!!حتما یکی از دوستای جناب عالی تشریف دارن!!.
سیمین:ااااه.نکنه یکی از این دوستاته که با هم چت می کنید!!!می خواد از خارج بیاد و حتما کسی رو خرتر از تو توی تهران پیدا نکرده،می خواد بیاد این جا!!

اشتراک در شبکه اجتماعی

بیوگرافی نویسنده admin

مشاهده تمامی 739 پست

ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.