ناول فا

دانلود رمان معجزه وصال - دانلود رمان جدید | ناول فا

رفع مسئولیت

اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید. --------------------------------------------------------------------------------- کاربرانی که با تلفن همراه وارد سایت میشوند ، چنانچه که بخواهند به انجمن سایت، ثبت نام،چت روم و قسمت های دیگر دسترسی پیدا کنند د ر کادر (برو به) که در صفحه مشاهده میکنید ، جستجو کنید >> نوولفا شهری پر از رمان

دانلود رمان معجزه وصال

دانلود رمان معجزه وصال

خلاصه :

#معجزه_وصال

ساره بزرگترین فرزند خانواده بعد از فوت پدر مجبور می‌شود، نان‌آور خانه شود. به همین دلیل و نیز

به دلیل مطلقه بودن و مشکلاتی که در زندگی مشترک قبلی داشته، علاقه‌ای به ازدواج مجدد ندارد.

اما دست سرنوشت کسی را سر راهش قرار می‌دهد که احساسات خفته‌اش را بیدار کرده و او در این بین سرگردان است که کدام راه را برگزیند.

#فیروزه_شیرازی

اسم خودم: زهرا محمدی فرازاندام

قسمتی از رمان :

معجزه وصال
من به ویرانی برق نگاهت ایمان دارم،
من به زلزله ضربان قلبت ایمان دارم،
من به رفع عطش از جام لبت ایمان دارم،
من به پناه آغوش امنت ایمان دارم،
مرا از دنیای مهرت محروم نساز ای جان آفرین.
فیروزه شیرازی

خودش را روی یکی از صندلی‌های خالی اتوبوس پرت کرد. کفشش را از پا در آورده و پاهایش را به صندلی

روبرو تکیه داد. شروع کرد به ماساژ پاهای دردناکش. ده ساعت سر پا ماندن و راه رفتن در فروشگاه دیگر

رمقی در پاهایش باقی نگذاشته بود. با پیدا شدن سر و کله آن مشتری سمج هم بیش از روزهای دیگر

اعصابش بهم ریخته بود. مردک خوش تیپ خودش هم نمی‌دانست چه می‌خواهد

_ خانم میشه به سلیقه خودتون، یه مانتو سایز خودتون انتخاب کنید.
_ برای چه سنی؟ چه مدلی می‌خواید؟
_ فرقی نمی‌کنه.
_ یعنی چی فرقی نمی‌کنه؟ مشخص نیست برای کی می‌خواید بخرید؟
_ برای خانمم می‌خوام کادو بخرم.
_ خب سایزشون؟ رنگ مورد علاقه‌شون؟
_ نمی‌دونم! فرقی نمی‌کنه! سایز خودتون یه مانتو قشنگ انتخاب کنید.
_ باید بدونم مانتو برای چه منظوری می‌خواید؟ مجلسی باشه؟ اداری؟ یا معمولی؟ سلیقه‌ها متفاوته، چه جنسی می‌خواید؟ همینطوری که نمیشه؟
_ حتماً سلیقه‌تون خوبه. خیال کنید برای خودتون می‌خواید بخرید.
_ از کجا می‌دونید من سلیقه‌م خوبه؟
_ از طرز لباس پوشیدنتون.
_ من که یه مانتو ساده تیره تنمه. اجازه بدید خانم صادقی کمکتون کنه.
خانم صادقی!
_ من می‌خوام با سلیقه شما باشه.
_ خانم صادقی بهتر می‌تونه کمکتون کنه. من کارهای دیگه‌ای هم دارم. ایشون هم سایزشون با من یکیه. با اجازه.
نزدیک خانم صادقی رفته و‌آرام طوریکه آن مردک سمج نفهمد، گفت: خودش هم نمی‌دونه چی می‌خواد. چند تا از اون مدل‌های گرون قیمتُ نشونش بده، به نظر میرسه وضعش خوب باشه.
صادقی خنده‌ای کرد و گفت: ناقلا، خب تورش می‌کردی.
_ طرف زن داره. زن هم نداشت نمی‌خواستم، مال خودت نمی‌پسندم. از او فاصله گرفت و ادامه داد: برم طرح‌هام رو تموم کنم.

اشتراک در شبکه اجتماعی

بیوگرافی نویسنده admin

مشاهده تمامی 551 پست

ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.