نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان من به برلین نمی روم - نوول فا

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
یکشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۷
اشعار زیبا ، کوتاه و عاشقانه خاقانی شروانی و بیوگرافی خاقانی
اشعار خاقانی
اشعار زیبا ، کوتاه و عاشقانه بابا افضل کاشانی و بیوگرافی بابا افضل
اشعار بابا افضل
دانلود کتاب جزیره ی افسونگران اثر فریبا کلهر
دانلود کتاب جزیره ی افسونگران اثر فریبا کلهر
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی بنام بارون با لینک مستقیم
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی بنام بارون
دانلود آهنگ جدید رضا حیدرنیا بنام اونم رفت
دانلود آهنگ جدید رضا حیدرنیا بنام اونم رفت
دانلود رایگان رمان پاییز مرگ ویژه جدید با لینک مستقیم
دانلود رمان پاییز مرگ ویژه
دانلود رمان تلافی و اما عشق با لینک مستقیم نودهشتیا
دانلود رمان تلافی و اما عشق

خامه ای

مهر پاتوق

دانلود رمان من به برلین نمی روم

خلاصه:
روزها از پس هم گذشته و اینک الیسیما، دیگر آن نوجوان درمانده‌ی شانزده‌ساله نیست؛ لیکن او را روزگار و حماقت خودش، عوض کرده است. او تازه دارد معنی “مجازات زن‌بودنش” را می‌فهمد. هفت‌سال از مرگ سام می‌گذرد و او در بالین خانواده‌ی طاهری تاب آورده است؛ خانواده‌ای که از یک نقطه‌ی کوچک به همه‌ی زندگی‌اش تبدیل شدند. همه‌چیز آرام به نظر می‌رسد؛ اما اصل ماجرا چیز دیگری است. در این میان، بازگشت دماوند به هیاهوی این آشفته‌بازار، دامن می‌زند و…

پیش‌گفتار:
الیسیما نوجوان شانزده‌ساله‌ای بود که از ناتنی‌بودن پدرش باخبر می‌شود و نفرت از درونش فوران می‌کند. از بهر این نفرت، به دعا و نفرین روی می‌آورد. آهسته‌آهسته از دردها و رنج‌های سام، ناپدری‌اش، آگاه می‌شود و نفرت پر می‌کشد و عشق جایگزین می‌شود؛ اما درست در جایی که این علاقه می‌توانست شکوفا شود، نفرین عملی شده و سام می‌میرد…
پ.ن: علی اکبر و کیاوش یه نفرند.
این جلد تقریبا، مستقل از جلد اول خود است.

نام رمان: من به برلین نمی‌روم
نام نویسنده: سناتور

دانلود رمان جلد دوم این مرد ویران است
تائیدکننده:
لُر هانیه(حیات)
سطح رمان:
پرطرفدار
ویراستار: ZrYan
ژانر: تراژدی، عاشقانه
سبک:
رئالیسم

 

دانلود رمان من به برلین نمی روم ویژه نگاه دانلود

دانلود رمان من به برلین نمی روم

دانلود رمان این مرد ویران است جلد اول

 

 

مقدمه:
شب بود و
شمع بود و
من بودم و
غم!
شب رفت و
شمع سوخت و
من ماندم و
غم!
***
– الی؟ الی بدو علی‌اکبر اومد، داداش گلم اومد.
نگاهم را به آینه می‌دوزم؛ همه‌چیز مرتب است. موهای بور بلندم را زیر روسری ساتن پنهان می‌کنم. با چشمان قهوه‌ایم، رژلب روی میز را نشانه می‌گیرم.”نه الیسیما، احمق نشو! باز می‌خوای آتو بدی دستش؟” منصرف می‌شوم.”می‌خوای مثل میت‌ها باشی؟” بدون تعلل رژلب را برمی‌دارم، می‌چرخانمش که رژ قرمز زیبایی بالا می‌آید؛ جیغ نیست، خانمانه است. آن را روی لبم می‌کشم؛ لب‌های صورتی بی‌رنگم، قرمز می‌شوند. دستمال را از روی میز برمی‌دارم و روی لب‌هایم می‌کشم؛ تا حدودی رنگش پاک می‌شود. این‌گونه هم به حرف دلم عمل کرده بودم، هم عقلم! دستمال رژی‌شده را در سطل آشغال می‌اندازم و چادرم را روی سرم می‌کشم.
از اتاق بیرون می‌زنم. خانه شلوغ است؛ پر از مهمان است. خیلی از آن‌ها را نمی‌شناسم و حس می‌کنم آن‌ها هم همین‌طور. چندنفری که من را می‌شناسند، با من سلام علیک می‌کنند، من هم به گرمی پاسخ می‌دهم.
از خانه خارج می‌شوم و وارد حیاط می‌شوم. حیاط هم شلوغ است؛ عده‌ای مرد کناری ایستاده‌اند و مادر، سمیه، معصومه و زینب هم سمت دیگری زیر درخت پُربار انجیر به همراه خاله‌ی کیاوش مشغول ریزریز صحبت‌کردن با یکدیگرند. چادرم را جلوتر می‌کشم که معصومه می‌گوید:

 

دانلودرمان براي اندرويد،تبلت Jarدانلود رمان براي جاوا PDFدانلود رمان براي کامپيوتر ، ویندوز ePubدانلود رمان براي آيفون،ايپد،،اندرويد،تبلت Zipدانلود رمان پی دی اف بصورت zip

رمز فايل : www.negahdl.com

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
145 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 0
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.




نوشته‌های تازه

مطالب محبوب
تبلیغات متنی
رمان
دانلود رمان