نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان من عشق را سروده ام کامل

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان من عشق را سروده ام کامل

دانلود رمان من عشق را سروده ام به قلم الف صاد

مهشاد و کیوان از دو خانواده با دو فرهنگ متفاوت با هم دوست هستند و وقتی بدون اطلاع خانواده با هم بودن تصادف سختی می نمایند که مهشاد به شدت آسیب می بیند
این تصادف باعث می شود خانواده ها همدیگر را ببینند .برادر کیوان با دید منفی نسبت به مهشاد و خواهرش سعی دارد به عناوین مختلف این تصادف را معلول بی بند و باری دختر معرفی کند و از همان ابتدا با خواهر مهشاد درگیری لفظی دارد اما در ادامه نظرش تغییر می نماید

قسمتی از رمان :

مهسا قصدش این بود که کیوان را به زانو در آورد…….اما این فرو ریختن ِ دل و استرسی که به جانش افتاده بود که «مبادا کیوان ازش ناراحت باشه»ثابت می کرد که این کشش دو طرفه است….
مهسا نیز به همان شدت نظر و توجه کیوان را می خواهد و خوشش می آید….بار ِ دیگر سرش را برگرداند تا شاید چشمان ِ کیوان را شکار نماید ولی کیوان به سمت ِ چپ ِ ماشین کیهان رانده بود و پیش می رفت.حسام هم به سمت ِ راست رفت و سه ماشین در یک راستا قرار گرفتند.
مهسا آرام روی ِ صندلی برگشت و در جواب ِ لادن که پرسید«چی شد ؟؟خسته شدی؟؟»گفت:
-نه یه خورده سردم شد…..

مطلب پیشنهادی
دانلود رمان عروس سرخ ۱۶ ساله اندروید،pdf،ایفون

حسام سان روف را بست تا به خیال ِ خود مهسا را از سرما دور کند.رهام با این که نسبت ِ نزدیکی با مهسا نداشت ولی به واسطه ی رفت و آمد و دوستی ِ زیاد صمیمی بودند گفت:
-مهی !!!نبینم اینجا هستی با این برادر داماد گرم بگیری ها !!!
مهسا چپ چپ نگاهش کرد . براق شد:
-چرا اونوقت ؟؟؟؟مشکلش چیه؟؟؟
رهام هم عصبی جواب داد:
-همون یه دخترمون رو بهشون دادیم بسه !تو دیگه نمی خواد جا پای پروش بذاری!!!!
مهسا با غیظ رویش را به طرف ِ شیشه چرخاند و زیر ِ لب گفت:
-انگار با گل و شیرینی اومدن التماس که میگه جا پای پروش نذار!!!
رهام هم حرص زده جواب داد:

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
1,019 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 189
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


تبلیغات متنی