نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان موبایل در دستان سرنوشت

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
شنبه ۳ آبان ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان موبایل در دستان سرنوشت

دانلود رمان موبایل در دستان سرنوشت

– زینت خانم! زینت خانم! چرا این تلفن رو جواب نمی دی؟
– بله آقا، اومدم. دستم توی ظرفا بود، اومدم.
– الو، بفرمایین.
– منزل آقای سروستانی؟
– بله بفرمایین.
– لطفا بفرمایین آقای امیر سروستانی صحبت کند.
– گوشی خدمتتون.
-آقا با شما کار دارن.
– کیه؟
– نمی دونم، معرفی نکرد.
– خیلی خب شما بفرمایین.
– بفرمایید.
– جناب امیر سروستانی؟
– بله، شما؟
– لطفا همراه با شناسنامه تشریف بیارین کلانتری منطقه ی یازده.


– بله؟ واسه چی جناب؟
– اگه اجازه بدین می گم خدمتتون. همسرتون اینجان و اگه می خواین شب اینجا نمونن تا قبل از دوازده تشریف بیارین.
– بله؟ فکر کنم اشتباه گرفتین.
– خیر جناب، درست گرفتیم.
– آقای محترم همسر من فوت کردند. ظاهرا قصد شوخی دارین!
– خیر، شما تشریف بیارین. ما با همسر مرحومتون کاری نداریم. با …
سروان احمدی رو کرد به دختری که با پر رویی سعی داشت گوشی رو از دستش بگیره.
– چکار می کنین خانم؟
– بدین من تا حالیش کنم.
و گوشی را از دست احمدی کشید.
– سلام جناب سروستانی، آناهید اینجاست. باید بیاین اینجا؛ لطفا خیلی زود!
– شما؟ آناهید دیگه کیه؟ انگار حالتون خوش نیست.
– جناب امیر خان سروستانی، اگه یه نگاه به شناسنامتون عنایت بفرمایین می بینین غیر از همسر در گذشتتون اسم یه خانم دیگه هم توی شناسنامتون هست. کافیه یا لازمه بازم توضیح بدم؟

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
918 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 191
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


مطالب محبوب
تبلیغات متنی