ناول فا

دانلود رمان میشه عاشقم بشی با فرمت apk, epub, jar, pdf - دانلود رمان جدید | ناول فا

رفع مسئولیت

اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید. --------------------------------------------------------------------------------- کاربرانی که با تلفن همراه وارد سایت میشوند ، چنانچه که بخواهند به انجمن سایت، ثبت نام،چت روم و قسمت های دیگر دسترسی پیدا کنند د ر کادر (برو به) که در صفحه مشاهده میکنید ، جستجو کنید >> نوولفا شهری پر از رمان

دانلود رمان میشه عاشقم بشی با فرمت apk, epub, jar, pdf

.

خلاصه رمان :داستان درمورد یه دختر پولدار و دورگه نیست..داستان دختر زیباییه که ترک شده..به جرم دختر بودنش..زحمت میکشه واسه اینکه پاک بمونه..نه مادر داره نه پدر همه رو از دست داده..همه رو توی زلزله از دست داد خودشه و خودش..خدمتکار خونه هاست…از صبح بلند میشه و کا رمیکنه..دختری که سختی میکشه و دلش یه حامی میخواد ..تا اینکه سرو کله یه پسر پیدا میشه ازش دفاع میکنه در برار نیشو کنایه بقیه نمیزاره کسی اذیتش کنه..و دختر داستان ما که اسمش هم رهاست حس میکنه که وابسته شده….ولی یه اتفاق که شاید شوم باشه…شاید یه پل باشه تا راه های بهتری رو واسه زندگی اونا باز کنه…

.

رمان میشه عاشقم بشی

رمان میشه عاشقم بشی

.

قسمتی از رمان:

همه چیز برای من توی اشپزخونه و کار کردن و چشم گفتن و هزار کوفت و زهر مار دیگه خلاصه میشه
..گاهی خودم رو جای دخترای دیگه میزارم که توی نازو نعمت بزرگ میشن ولی بازم نمیتونم به خودم بقبلونم که به جرم دختر بودنم مجازات شدم..
زندگی گاهی خیلی پست تر از اونی میشه که فکر میکنید…گاهی مردم اینقدر بهت فخر فروشنی میکنی که صدای خورد شدن قلب هزار تیکه ات که هر روز بدتر از دیروزت میشه گوش هاتو کر میکنه..ولی بد تز از اون اینکه که فقط میتونی گریه کنی …اونم توی تنهایی و بی کسی..درست مثله من..تنها ی تنها…اونجاست که میفهمی..همیشه زندگی داشتان نیست..داستان پسر پولدارو دختر پلدار و یه عشق بدونه هیچ دغدغه فکری النه هیچی..گاهی به این فکر میکنن که نکنه یه وقتی یه دختر پیدا بشه که از نظر مالی اشون بهتر باشه…نمیدونم..ولی اینقدر ادم های رناگرن و فخر فروش دیدم که دیگه گاهی به خودم هم شک میکنم و با خودم میگم”نکنه منم فخر فروش باشم.


فکر های بی جا و بی سرو تهم رو کنار گذاشتم بازم یه اه تلخ و ازار دهنده از هنجرم خارج شد این عادتم بود تمام ناراحتیم رو وقتی توی خونه مشغول بودم رو همینجوری بروز میدم.
اخرین تکه از ظرف هایی رو که شسته بودم رو توی جا ظرفی گذاشتم تا خشک بشه ..دستمو با حوله خشک کردم و برگشتم به اتاقم و لباسام رو عوض کردم به طرف صاحب خونه که زن ۴۰ سال که چهرش جوان تر از سنش بود و فوقلاده چهره دلنشینی داشت رفتم
صدای ارامی از گلوم خارج شد و او را متوجه حضورم کرد

.

لینک های دانلود رمان:

.

دانلود رمان  مخصوص گوشی های اندرویدی (APK)

.

دانلود رمان  مخصوص گوشی های جاوا  (JAR)

.

دانلود رمان مخصوص کامپیوتر (PDF)

.

دانلود رمان مخصوص گوشی آیفون و کتابخوان ها (EPUB)

اشتراک در شبکه اجتماعی

بیوگرافی نویسنده admin

مشاهده تمامی 551 پست

ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.