نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان میم مثل مادر

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
پنج شنبه ۶ آذر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان میم مثل مادر

خلاصه:

دانلود رمان میم مثل مادر چند لحظه به چشمان هم خیره شدند و بعد، با صدای بلندی شروع به خندیدن کردند. خنده‌شان که قطع شد، با لبخند خیره به صورت رنگ پریده‌ی او ماند و پرسید: بهتر شدی نفسم؟ نفس با لبخندی دندان نما سر تکان داد و گفت

آره عموجون، الان دیگه حالم خوبِ خوبه! اصلا هروقتی که تو پیشم باشی

حالم خوبه! قبل از اینکه تو بیای حالم خیلی بد بودا…اون پرستار بداخلاقه هم میخواست

به زور منو بخوابونه..ولی من کلی جیغ و داد زدم تا تو اومدی!..اصلا هروقت که حالم بد میشه تو میای پیشم!..از کجا میفهمی آخه؟!

یاشار خندید و با محبت نگاهش کرد:

_ خب دیگه..به هر حال اینم از ویژگی های بارز عمو یاشاره؛ علم غیب!

نفس با تعجب پرسید:

_علمِ چی؟!

لبخندی زد:

_علم غیب! یعنی من میتونم بفهمم که تو چه موقعی حالت بده، کی حالت خوبه،

کی خوشحالی، کی ناراحتی! اینا از فواید داشتن علم غیبه!

نفس لب برچید:

_ چه بامزه! یعنی منم علم غیب دارم عمو یاشار؟!

یاشار سر تکان داد و گفت:

_ شایدم! حالا برمیگردی موهاتو برات ببافم؟

نفس لبخندی زد و پشتش را به او کرد:

_ عمو جونم؟!

_ جونِ عمو؟!

دانلود رمان میم مثل مادر

_ یه سوال ازت بپرسم؟

یاشار موهایش را در دست گرفت و همانطور که آن‌ها را دسته دسته میکرد گفت:

_ شما دو تا سوال بپرس!

نفس خندید و با تردید گفت:

_ اِممممم خب، میخوام بدونم که…خب، ببین عموجون تو گفتی همه چیزو میدونی دیگه، مگه نه؟

همانطور که با دقت مشغول گیس کردن موهای او بود، سر به نشانه‌ی مثبت تکان داد و گفت:

_میشه گفت؛ چطور مگه؟!

_عمو یاشار…تویی که همه چیز رو میدونی، میتونی بهم بگی که من حالم خوب میشه یا نه؟؟

دستانش مبهوت از حرکت ایستادند؛ انتظار هر سوالی را داشت جز این…

نفس ادامه داد: 

_ داداشی میگه حالم زوده زود خوب میشه ولی من باور نمیکنم.

..عمو یاشار خیلی میترسم. دوست ندارم که بمیرم..آخه خودم شنیدم

که دکتر داشت با داداش حرف میزد و میگفت امیدی به درمانم نیست…امیدی به

درمانم نیست یعنی خوب نمیشم دیگه! منم میدونستم خوب نمیشم.

.اینو همه میگن..ولی تو و داداشی میگین که حالم خوب میشه؛ عموجون یعنی..یعنی شما بهم دروغ میگین؟!

یاشار در حالی که سعی میکرد نسبت به بغضی که در گلویش بود بی توجه باشد، با تحکم گفت:

_ برگرد سمت من…

نفس بُغ کرده برگشت و با چشمان درشت و مظلومش زل زد به چشمان یشمی رنگ او:

_ نفس؛ من و داداشت هیچوقتِ هیچوقت بهت دروغ نمیگیم..متوجه شدی؟!

مریضیه تو خیلی سخته..من واقعا میفهمم..ولی تو میتونی پوزش رو به خاک بنشونی!

تو باید بتونی و من و داداشت توی این راه پشتتیم..هر چی که بشه من و اون با توایم…

اگه تو بخوای، اگه با این دل پاکی که داری از خدا بخوای تا حالت خوب بشه،

مطمئن باش؛ نفس مطمئن باش که حالت خوب میشه! 

نفس با امیدواری پرسید: 

_ یعنی حالم خوب میشه عمو؟ زنده میمونم؟!

لبخند لرزانی برروی لب نشاند و با اطمینان پلک زد: 

_ آره عزیزم..مطمئن باش که حالت خوب میشه!

و بدون اینکه به او اجازه حرف زدن بدهد از جایش بلند شد و گفت: 

_ خـــــب دیگه وقت رفتنه..!

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
569 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 234
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


تبلیغات متنی