نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان نهال زندگی من

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
چهارشنبه ۲ مهر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان نهال زندگی من

خلاصه:

دانلود رمان نهال زندگی من رمان عاشقانه ی که دختر رمان ما عاشق یک پسر میشه و سعی میکنه به هر طریقی بهش برسه ولی زندگی همیشه باب میل نیست و سختی هایی پیش رو داره  با دیدن رهام(داداش رها)نفسی از سر آسودگی می کشیم و دوباره هر دو با هم جواب میدیم:ممنون خوبیم

و همه با هم می خندیم.

رها گفت:رهام تو اینجا چیکار می کنی؟

رهام:جایه سلامته خانوم خانوما؟

رها:آقای محترم مزاحم منو دوست دخترم نشید راهتون رو بکشید برید.

؛لبخندی رو لبام جا خشک کرده بود که..

رها اومد طرفم و دستم و گرفت و خطاب به روهام گفت:پسره ی چشم سفید به عشقه من نظر داره.

لبخند ریزی زدم که رهام گفت:

_ دلتونو خوش نکنید من خودم صد تا دوست دختر دارم.

رها دستش و گذاشت رو شونه ی رهام و گفت:آخ گفتی منم از دست این دختره ی حلال زاده خسته شدم.

من خطاب به رها گفتم:خب رها من دیگه برم خونه.

رها:نه نه نه! اصلا حرفشم نزن!باید بیای باهم درس بخونیم

(چشمکی بهم زد به معنی اینکه الکی گفتم)بیا سوار شو ناز نکن.

رهام همونطور که به سمت ماشین می رفت گفت:بیاین ما می رسونیمتون!

من:مزاحم نباشم؟

رها خندید و گفت:تو که همیشه مزاحم هستی ولی خب اشکال نداره.

اخمی به رها کردم و گفتم:یا خفه میشی!یا خفه ات می کنم!

رها دست به سینه خم شد و گفت:چشم مادمازل هر چی شما بفرمایین.

سوار ماشین شدم.تنها چیزی که سکوتمون رو می شکست صدای آهنگ بود.

رمان نهال زندگی من

پر بغضم ابر بهاره بسه نمیخوام دیگه بباره نمیخوام این نم نم بارون خاطره هاشو یادم بیاره . 

نمیخوام دیگه بباره دیگه اشکام دست خودم نیست جا دیگه واسه غصه و غم نیست

آخه بعد از این همه مدت هیچ کس غیر اون توی دلم نیست تو دلم جا واسه غم نیست . 

شر شر بارون توی خیابون توی بیابون مگه چیه غیر از

خاطره هامون خاطره هامون مال ما بود این خیابون تو زمستون تقصیر من بوده

که شاید دوتاییمون ایندفعه بارون اشک خدا بود توی دلامون همه شهر تو که نیستی شده زندون . 

تو که از من ساده بریدی ساده بریدم از همه دنیا نگو قصه ی لیلی و مجنون فقط قشنگ

توی کتابا چرا بسته است همه راه ها . 

چه جوری اون تنهایی بی من توی خیابون پاشو بزاره دیگه بد تر از از این که میدونم

و این همه از من خاطره داره .منو تنهام نمیزاره شر شر بارون

تو خیابون تو بیابون مگه چیه غیر ازخاطره هامون خاطره هامون مال ما بود این خیابون . 

تو زمستون تقصیر من بود شاید دوتاییمون این دفعه بارون اشک خدا بود

توی دلامون همه شهر تو که نیستی شده زندون .

(علی لهراسبی . شرشر بارون)

به خاطر اینکه دانشگاه از خونه هامون زیاد دورنیست بعد از چند دقیقه که دیگه گذشت رسیدیم . 

  • نام رمان: نهال زندگی من
  • نویسنده:شمیسا محمدی نیا ، مطهره نوعی
  • موضوع:عاشقانه،اجتماعی
  • طراح:braveays
  • تعداد صفحات:۱۶۰
چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
361 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 182
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


تبلیغات متنی