نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان همش یک حادثه بود

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
شنبه ۵ مهر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان همش یک حادثه بود

خلاصه :

دانلود رمان همش یک حادثه بود داستان درمورد مردی متاهل که یک زندگی معمولی رو داره باهمسرش میگذرونه اما یک حادثه مسیر زندگیشو عوض میکنه و…سال گذشته اما هنوز هیچی عوض نشده .

درست ۵سال پیش بود که زندگیم نابود شد .فکرم میره سمت اون روز کزایی(مهسا)-علیرضا جان زود
بیا که ظهر خونه مامانت اینا باید بریم هاا برای روز مادر .

چشم خانومم ..کارم تموم شه تا ۱ خودمو میرسونم .

مهسا)-پس مواظب خودت باش ..فعلااقا..
_توهم همینطور عزیزم ..فعلا.
به سمت محل کارم راه افتادم .مهندس برق بودم و این پروژه جدیدی که داشتم

مال دوتا برج بود قرار بود نقشه کشی برقشون بامن باشه .

بعد ۴۵مین بالاخره رسیدم سر ساختمون
_سلام اقای مهندس
_سلام مش رمضون خوبی ؟

_ممنون خداروشکر.بااجازه من برم بالا
_برو پسرم 
به سمت پله ها رفتم وشروع کردم به کار نزدیک ساعت ۱۲ بود ک گوشیم زنگ زد مهسا بود 
_سلام خانوم جونم
_سلام اقا کجایی ؟
_یه نیم ساعت دیگ کارم تموم میشه راه میوفتم
_اوه نیم ساعت دیگ تازه راه میوفتی ؟دیر میشه خوب 
_نه عزیزم تا ۱:۳۰میرسونم خودمو ..من برم سرکارم خانومم؟
_بروعزیز فقط مواظب خودت باش فعلا..
_فعلا عزیزم

دانلود رمان همش یک حادثه بود

تماس که قطع شد به کارم برگشتم .کارگرا کم کم داشتن میرفتن و فقط من دوتا کارگر افقانی بودیم

باید میرفتم طبقه ۶ام تاسیستم هاشونو برسی کنم به سمت بالا رفتم

و رفتم رو تراس ساختمون ارتفاعش تقریبا ۷متر بود من کمر بند ایمنی نداشتم

ینی چون کارگرا رفته بودن همه چیو جمع کرده بودن به نگاهم به پایین افتاد

بعد سرشتو اورد بتالا وبتا امیتدو گ تت ال تته ایتن یروسته تترمی نختار ممکنته اه ۶متاه
تا چنیتدین ستال تول بک.ته )بتا کمتو تعلت (ممکتن هت هستت کته کتلا ختوب ن.ته
ولو تو ن ایتد امیتدت و اه دستت بتدی خیلتو اه بیمتار هتای نختا و ماکته م.تکلو م.تابه
م.ک تو داشتن بعد اه ۶ماه تا ۵ سال خوب شدن .
هضت حرفتای دکتتر بترام ستخت بتود بتاورم نمی.تد کته دیتگ نتتون راه بترم وایتن
نملتته ینتتو یتتوت شتتدن تمتتام آرهو هتتای متتن الان دلیتت گریتته هتتای مامتتان و
مهسا ست ید شتدن موهتای شتقیقه هتای یتدری کته تتا الان و در ستن ۵۰ ستالگو هنتوه
ستت ید ن.تتده بتتود دلیتت سرستتنگینو مادرختتانوم و اقتتا مامتتد رضتتا رو الان متتی هم

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
426 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 183
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


مطالب محبوب
تبلیغات متنی