ناول فا

دانلود رمان و عشق تنها عشق جاوا ، اندروید،pdf،ایفون - مجله اینترنتی ناول فا

رفع مسئولیت

اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید. --------------------------------------------------------------------------------- کاربرانی که با تلفن همراه وارد سایت میشوند ، چنانچه که بخواهند به انجمن سایت، ثبت نام،چت روم و قسمت های دیگر دسترسی پیدا کنند د ر کادر (برو به) که در صفحه مشاهده میکنید ، جستجو کنید >> نوولفا شهری پر از رمان

دانلود رمان و عشق تنها عشق جاوا ، اندروید،pdf،ایفون

 
نام نویسنده: sedna.z
ژانر:عاشقانه،معمایی
وعشقتنهاعشقــ….

وعشق تنهاعشق………..
تورابه گرمی یک سیب میکندمأنوس
وعشق تنهاعشق…………
مرابه وسعت اندوه زندگی بردمرارساندبه امکان پرنده شدن

بیاذوب کن درکف دست من جرم نورانی عشق را……..
بیاآب شومثل یک واژه درسطرخاموشی أم …….
وعشق………..
سفربه روشنی اهترازخلوت اشیاء

وعشق…………
صدای فاصله هاست
همیشه عاشق تنهاستـ……
ودست عاشقـــــــ…
دردست تردثانیهاستـــــــــــ…

داستان دوتاانسان که ضدهمنــ!
دختری آروم ولی خب یه کم شیطون!
وپسری پرعصبانیت وتنده!
دختری که روی پای خودش واساده وبااین زمونه میجنگهـ…
وپسری که بدضربه هایی خورده ولی بازمـ…
اتفاقات پیچیده ای میوفتهـ………….

این رمان وتقدیم میکنمـ به محمدرضاے عزیزمـ که بیشترازهرکسی دوستش دارمـ

قسمتی از رمان و عشق تنها عشق »

درعرض دوثانیه رو زمین افتاد چمدونوحرکت دادموازخونه بیرون زدمـ…

دستی به لبهام کشیدم پدرفادیاسرهنگه وخیلی تجهیزات مختلف دارهـ…

یکیشم همین پوسته که روی لب میشینه وبانخی به دندون داخل متصل میشهـ..

تاخودت نخوای نمیتونی دربیاریش منوفادیاهمیشه ازش استفاده میکردیمـ…

من نمیدونم اینوپدرش ازکجااورده ولی اون روزسرهنگ میگفت که ازآمریکابراش اوردن یه جورایی روپوسته

ماده ای زهرآلودنشسته که فقط به

لبی که نزدیکش بشه زخم میزنه ولی لب خودمونواذیت نمیکنه یه یک ساعت

بعدبه هوش میادالبته اگه زودبفهمن وگرنه می میرهـ

گوشیم زنگ خوردبانگاه به شماره لبخندی زدم وجواب دادم:الوفادیا

فادیا خندیدوگفت:مارمولک کجایی؟دلم برات تنگیده گمشوبیااین ورایه حالی کنیم

ـ ازاون خونه بیرون زدم

تقریبادادزد:چی؟چرا؟آخرسراون آشغال دست درازی کرد؟بذاربیام بکشمشـ…

خندیدم:نه فادیانذاشتم ولی فادیامن جایی روندارمـ….

خندید:دیوونه تامنوداری غم نداری بپرباتاکسی بیااینجاتنهام بابارفته ماموریت مامانم داره کتلت

درست میکنه البته با گوشت چرخ کرده فراوان تاسه شمردم خونمون باشیابابای

وبدون اینکه من خدافظی کنم قطع کردومن گفتم:خدایاشکرت

حوصله هیچی روندارم احساس میکنمـ….

خسته ترازاونیم که بتونم یه خواب راحت داشته باشمـ…

کارموهم که ازدست دادمـ…

همش تقصیرسپهره کثافت ،بایادآوریش اشکام ریخت واینبارتواین هوای سردزمستونی دلم گرفت ازاین همه بی کسی!!!!

من یه دخترتنهابی هیچ مالوثروتی تکوتنهافقط یه دوست دارم که توداردنیاتک ندارهـ….

ماشینی جلوی پام ترمزکردباتعجب به ماشین نگاه کردم یه مرسدس بنزه مشکی

 

دانلودرمان براي اندرويد،تبلت Jarدانلود رمان براي جاوا Jarدانلود رمان براي جاوا لينک کمکي PDFدانلود رمان براي کامپيوتر ، ویندوز PDFPDFدانلود رمان پی دی اف براي موبایل برای تمامی گوشیها ePubدانلود رمان براي آيفون،ايپد،،اندرويد،تبلت Zipدانلود رمان پی دی اف بصورت zip

رمز فايل : www.negahdl.com

اشتراک در شبکه اجتماعی

بیوگرافی نویسنده fakhrisadat

مشاهده تمامی 267 پست

ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.