نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان پری دریایی

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
شنبه ۳ آبان ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان پری دریایی

دانلود رمان پری دریایی

ژانر: #عاشقانه #اجتماعی

خلاصه:

درپیچ وخم این دنیای پر از پستی و بلندی …
پر از غم وشادی به دور از هیاهو،مثل مار افعی
چرا شد غم و اه مهمون لونه ما ؟…
چرا نباید رحم کرد به آدم ها
چی شد اون مهر ومحبت دلها
چیکار کرد با ما این دنیا …

قسمتی از متن رمان :

از قدیم گفتند: خدا هیچ بنی بشری رو از عرش به فرش نرسونه، ولی خدای بزرگ مارو بدجوری

دچار این بحران کرد. از عرشی بزرگ به فرشی کهنه رسوند. نمیدونم حکمت این اتفاقات تاوان کدوم اشتباه بابام بود .
دل رحیمش، یا انسانیتش ؟ یا اینکه مورد امتحان پروردگارقرار گرفتیم!…این سواله که تو این مدت هر لحظه

مثل خوره افتاده به جونم الان دو ماهه بابا سکته کرده و یک گوشه افتاده و ما خونه ی خواهر بزرگم درنا

زندگی میکنیم .خونه ای نقلی که خود پدرم اونو سر جهیزیه به دختر بزرگش داده. چون شوهر خواهرم

سامان فقط یک دانشجوی بی کس بود که عاشق خواهرم شد بابام هم که خیلی آدم مومن و دل

رحمیه با ازدواج و زندگی این دو جفت عاشق موافقت کرد ،کمک کرد و این زندگی رو واسشون ساخت.

ولی از رسم بد روزگار بود یا سادگی بابام که با اعتماد کردن به یک دانشجوی ۲۵ ساله که مدیر عامل

شرکتش کرده بود یک دانشجوی اس و پاس که جز پدر و مادر پیرکسی رونداشت به نام
فرزاد همایون ، که مدت ها برای جلب اعتماد بابای بیچاره و ساده لوح من خودش رو خوب نشون داد .

چون پدر من پسری نداشت با جوان ها خیلی زود و راحت اوخت میگرفت و این شرایط باعث شد تا

آقا فرزاد به همین راحتی همه کاره شرکت بشه،دامادمون سامان که تو شرکت کارها رو زیر نظر

داشت بعد از گذشت چندین مدت ، چند باری به بابام تذکر داد… که این فرزاد یه کارهای

ی داره میکنه .

ولی بابام گفت: تو بیخودی شک داری فرزاد پسر پاک و مومنی هست .

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
2,199 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 191
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


تبلیغات متنی