نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان چشمانت آرزوست

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
چهارشنبه ۲ مهر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان چشمانت آرزوست به قلم نسترن رستگارنیا

دختر قصمون یه روزی دزدیده میشه اونجا دیگه ازادی خونه باباشو نداره یه سری کارا باید انجام بده یه سری کارارو حق نداره انجام بده اما کی اونو دزدیده کی نجاتش میده ؟؟
ژانر:#عاشقانه_کمی طنز
پایان خوش

قسمتی از رمان

تانیااا
با صدای جیغ مامان دو متر پریدم هوا
ای بابا گاهی احساس میکنم مامان خونرو با میدون جنگ اشتباه گرفته.
یهو در باز شدو مامان اومد داخل


مامان:دختر پاشو دیگه خیر سرت خونه
دوستت ناهار دعوتی ساعت یک ظهره کی میخوای بری؟
وااااااااااااای ساعت یکه ساغر کلمو میکنه.
سریع رفتم دستشویی وقتی اومدم بیرون
و چشمم به ساعت افتاد هنگ کردم
ساعت یه ربع به یازده بود و همچنان رفیق بی کلک مادر.
موهامو شونه کردم.رفتم جلوی اینه چشمامو خیلی دوست داشتم درشتو قهوه ای دماغمو لبم خوب بود فقط یه مشکل این وسط بود
اه حتما باید بگم من تپلم البته شکم ندارما
انگاری فقط باد کردم
بیخیال رفتم یه شلوار مشکی با مانتوی سبز آبی که خیلی بامزه بود پوشیدم
با این مانتو هر کی ندونه فکر میکنه باردارم
اخه قسمت شکمش جلو وایمیسته
تپلم که هستم
چندتا رنگ از همین مانتو دارم
بعد پوشیدن شال مشکیم از اتاق رفتم بیرون
البته آرایش کرده بودم
زیبایی افسانه ای نداشتم که ارایش نکنم
مامان:تو باز این مانتوی بد ترکیبو پوشیدی
من:قشنگه که
مامان:حوصله سرو کله زدن باتو رو ندارم یالا برو دیرت نشه
من:باووش خدافظ
از خونه اومدم بیرون

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
867 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 182
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


مطالب محبوب
تبلیغات متنی