نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان گلی در پیچک آتش و عشق رمان بسیار زیبا و پر محتوا

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
یکشنبه ۶ مهر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان گلی در پیچک آتش و عشق رمان بسیار زیبا و پر محتوا

دانلود رمان گلی در پیچک آتش و عشق رمان بسیار زیبا و پر محتوا

دانلود رمان گلی در پیچک آتش و عشق رمان بسیار زیبا و پر محتوا

 

هرگونه استفاده از متن فایل به صورت زیراکس، بازنویسی، ضبط کامپیوتری، تهیه CD، نمایشنامه،

فیلم نامه و استفاده در سایت های مختلف بدون اجازه کتبی ناشر و مؤلف ممنوع است و در صورت

مشاهده از متخلفان به موجب بند۵ از ماده ۲ قانون حمایت از مؤلفان، مصنفان و هنرمندان تحت پیگرد قانونی قرار می گیرند.

خلاصه این رمان زیبا :

 

آهو دختر یکی از ثروتمندان شهر، که ۹ سال قبل توسط اتابک دزدیده شده، توسط برادران قَدَرش پیدا میشه.

بنا به مصالحی در اوج عزت و احترام، مجبور میشه با آرازِ زیبا و اخمو ملقب به هیولا، دوست صمیمی و خونوادگی شون همخونه بشه و………….. عشقی آرام به زیبایی در وجودشون لانه میکنه……. ولی…..

با تمام عشقشون، تحمل همدیگه کار خیلی سختیه……..

 

قسمتی از این رمان زیبا :

 

چشمام دو دو میزد. قفسه سینه ام چکش وار میکوبید. نفسهای بریده بریده ام، صورت پژمرده و زردم، جسم نحیفم،

زیر فشار ترس و وحشت در حال پاشیدن بود، پاهام یاری نمیکرد چرا که دیگه نایی در خود نداشت.
توی دلم داد زدم: ای خداااااا بسه دیگه، نمیتونم ……….. نمیتوووووونم!!! دیگه نمیتوووووونم!
هق هق گریه ام در میان نفسهای بریده ام گم شد. خسته شده بودم.
هرروز تا شب مثل کنیزهای مطبخی، در برابر لاشخورهایی با چشمانی بخون نشسته ، که هرلحظه روحمو خش میدادند،

گرگ صفتانی که رحم و مروت و مردانگی رو در خود زنده بگور کرده بودند، کلفتی میکردم!
صدای نکره ی کریم بگوشم نشست که داد زد: دختره یِ هرزه یِ پدرسگ، چرا اون تنِ لَشتو تکون نمیدی، یاا… تکون

بخوررررر ببینم! تا کی میخوای کپه ی مرگتو بذاری؟!
در حالیکه موهامو میکشید نالیدم: آی آی توروخدا …….. توروخدا…….. موهام کنده شد نکش، باشه غلط کردم ……….
کریم بدتر داد زد: ننه سکینه هووووووی زنیکه کجایی؟ بیا ببینم، پس تو اینجا چه غلطی میکنی؟ مگه نگفته بودم باید همه

چیزو بهش دیکته کنی کفتارپیر!! بزنم استخوناتو له کنم عجوزه ی بد ترکیب ……. هنوزم که هنوزه این پدرسگ تنِ لَش که

کار کردن بلد نیست!!!!

رمانی عاشقانه

 

با نگاه خشمگین و شرورانه ای که بهم انداخت بلند گفت: هااااا چته؟ تنت میخاره؟ خسته ای؟ نه مثل اینکه لازمه باهات یه

خورده کار کنم! و با مشت لگد به جان نحیفم افتاد.
ننه سکینه نالان گفت: آقا تورو خدا غلط کرد!! شما به بزرگی خودتون ببخشیدش! این دختر هنوز بچه هستش! توروخدااااااا!
که در همین حین خودش آماج مشت های این گرگ بی وجدان شد.
نمیفهمیدم چه حالی دارم! همه جای بدنم میسوخت.
مدتی بعد صدای خسته ی ننه سکینه بگوشم نشست که گفت: سحر جان، بلند شو مادر، بلند شو عزیزکم!
این زن تنهایِ شکسته، که خطهای کنار چشم و لبهاش نشان از گذر روزگار بر پیکر این پیرزن مهربان رو داشت، در حالی ک

خود درد داشت ولی باز هم از منِ تنها و ضعیف و دلشکسته حمایت میکرد. منی که تند بادی شدید اونو از میان خونواده و

ستون حمایتگرش دور کرده بود! منی که بی رحمانه در میان شرارتها، طمع و دشمنی هایِ انسان هایی کثیف، به غایت

مورد شکنجه روحی و جسمی قرارگرفته بودم. دختری که با وجود داشتن خاندانی اصیل و خونواده ای بزرگ و اسم و رسم

دار مورد بی مهری روزگار قرارگرفته و تنها شده بودم.

لینک خرید نسخه کامل رمان گلی در پیچک آتش و عشق

بزودی

چه امتیازی می دهید؟
5 / 5.00
[ 1 رای ]
3,558 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 183
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


تبلیغات متنی