نوولفا شهری پر از رمان

نوولفا _ www.novelfa.ir

توضیحات

سایت انجمن نوولفا

رمان

رمان عاشقانه دانلود جدید ترین رمان های عاشقانه ایرانی با موضوعاتی کاملا متفاوت و عالی هم اکنون از سایت نوولفا در اختیار شما عزیزان می باشد رمان هایی از جمله رمان همسر اجباری رمان ایدا و مرد مغرور رمان بگو سیب رمان بی پناهی همراز رمان مردها عاشق نمیشوند رمان عشق وحشی رمان عشق اجاره ای و صد هار رمان دیگر که همه و همه اختصاصی سایت نوولفا میباشد رمان های عاشقانه بسیار زیبایی داخل سایت موجود هست و از شما دعوت میکنیم تا از تمامی رمان های سایت دیدن فرمائید .مجموعه ما در دنیای مجازی تحت عنوان انجمن رمان های عاشقانه در حال فعالیت میباشد
در صورت درخواست هر گونه رمان و کتاب در تماس با ما یا به ایمیل زیر پیام بفرستید و یا در تلگرام با ما در تماس باشید تل = 09190915317 تلگرام = mpero@

دانلود رمان گناه من رسوایی نیست

دانلود رمان گناه من رسوایی نیست

گاه خیره ام و به آوید میدوزم . پلک های خسته اش روی هم افتاده .لبخند میزنم . تمام تلاشی که برای نخوابیدن داشت بی نتیجه مونده بود و باز هم خواب به چشمای دوست داشتنیش غلبه کرده بود .
عالم بچگی … بچگی . به یاد بچگی ها آهی می کشم .
به یاد ایامی که بی دغدغه می گذشت و کل حسرتمون میشد داشتن کاسه بشقابای رنگی و پلاستیکیِ بیشتر تو خاله بازی … اون زمان که به دنبال بزرگ شدن بودیم نمی دونستیم بزرگی پر از دغدغه هست … بدون اینکه از این بزرگی چیزی بدونیم دنبالش کردیم و بزرگ شدیم … غرق این زندگی پر از دغدغه …تمام تلاشمون شد رسیدن … اینکه چطور برسیم و چیکار کنیم مهم نشد … مهم این شد که برسیم … خودرسیدن مهم شد.
مهم نشد چند تا قربانی میدیم . اصل این بود که برسیم .
ای کاش …کاش …کاش قبل از رسیدنا به عواقب کارمون فکر کنیم. گذشته ، تاوان داره.
کاش به تاوان کارمون فکر کنیم و بعد قدم برداریم… تک تک رفتارهامون تاوان داره … تاوان اشتباهاتی که با ندونم کاری پیش رفتیم خیلی سنگینه … سنگین تر از اونی که انتظار میره .
من …من خودمم
خودمم و اینجا که هستم
جایی که الان هستم … به خودم نگاه می کنم … به منی که قربانی گذشته ها و کینه ی آدما شدم.
مگه عمر زندگی چقدره که میریم دنبال کینه های قدیمی و زخمای کهنه شده ، دوباره زخم و کینه تازه کنیم … من ضعیف بودم … قدرت دفاع نداشتم … اما از تحقیر بیزار بودم.
چی گذشتمو تلخ و با تحقیر جلو کشید ؟ کی شد بازیگردان زندگیمو و منو کرد عروسک کوکی قصه ها؟
من نمی خوام مثل بقیه شم … من خالی ام از حس انتقام ، اما به من میگه انتقام جو … میگه قاتل … منی که همه ی زندگیمو کینه ی آدما نابود کرد … حالا متهم میشم به کینه ای بودن …
میشم دلیل مرگ دیگری … می خوام اظهار همدردی کنم و بگم ؛ اون جسمش مرده و روحش به آرامش رسیده … اماروح من چی؟ … روحی که سالها پیش کشته شد … یه لحظه از خودم می ترسم. اما نه من از مرگ آدما خوشحال نمیشم … بازم میگم من خالی ام از حس انتقام و پرم ازحس نبخشیدن. ذهنم پر می کشه به گذشته … دنبال حل کردن معما … یعنی به خودم شک دارم؟ نکنه … ؟

دانلود در ادامه مطلب

اشتراک در شبکه اجتماعی

بیوگرافی نویسنده admin

مشاهده تمامی 728 پست

ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.