نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان گناه یا بیگناه

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
یکشنبه ۶ مهر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان گناه یا بیگناه

دانلود رمان گناه یا بیگناه . پریناز دختری با قلبی ظریف و شکننده؛ مثل شیشه،

پاک و بی‌آلایش؛ مثل دریا، مهربون و بی‌کینه؛ مثل گل‌ها؛ اما مدّت‌هاست که اون رو پشت یک

سنگ به ظاهر محکم قایم کرده. اون از آدم‌های سنگدل می‌ترسه؛ چون می‌دونه با قلب

مهربونش می‌تونه خیلی راحت در برابر اون‌ها شکست بخوره؛ اما مثل اینکه یادش رفته

که حتی خارها هم از محبت، گل میشن.

مقدمه:
هیچ نمی‌خواهم،
فقط آغوش گرم پدرم را
و لبخند‌های مادرم را
و شیرینی‌های دوران کودکی‌ام را
و روز‌هایی که همچو باد گذشتند
و من حتّی خنکی آن را هم احساس نکردم.
دوباره سر سجاده‌ام می‌نشینم و دعا می‌کنم.
برای تمامی بچه‌های یتیم و یسیر،
برای بچه‌هایی که گشتند پیر
که شاید روزی در این شهر بزرگ،
دیدم خواهرم را!
گرچه او سال‌هاست که مرده است؛
اما من هنوز هم چشم به راه او هستم.
خواهر عزیزم،
کی می‌آیی به دیدنم؟

قسمتی از داستان :

-عروس خانم وکیلم؟
شهین دختر خاله‌ام گفت:
-عروس رفته گل بیاره.
-برای بار دوم عرض می‌نمایم:« دوشیزه مکرمه، سرکار خانم…»
به دستم که توی دست برسام بود، نگاه کردم. حلقه زیبایی توی انگشتم بود؛ روش یک الماس

بزرگ درخشان داشت. وقتی بچه بودم، همیشه فکر می‌کردم که با یه پسر خوشگل و خوش

قیافه و مهربون ازدواج می‌کنم. پسری که عاشقانه دوستش دارم؛ اما حالا…
شادی، دختر عموم، گفت:
-عروس رفته گلاب بیاره.
به برسام نگاه کردم، لبخند مزخرفی زده بود و به جلو چشم دوخته بود. اگه قرار بود کثیف‌ترین

آدم جهان رو نام ببرم، بدون شک اول اون رو می‌گفتم؛ چرا؟ به خاطر غرورش، به خاطر

سنگدلیش، به خاطر این که وقتی به پاش افتادم و کلی ضجه زدم و ازش خواهش کردم

که با بهار کاری نداشته باشه، به روم پوزخند زد و از کنارم گذشت.

دانلودرمان براي اندرويد،تبلت Jarدانلود رمان براي جاوا PDFدانلود رمان براي کامپيوتر ، ویندوز ePubدانلود رمان براي آيفون،ايپد،،اندرويد،تبلت

رمز فايل : www.negahdl.com

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
1,396 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 183
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


تبلیغات متنی