نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان یانار

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
پنج شنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان یانار

نام کتاب:‌ یانار
نویسنده : سمانه امینیان _
ژانر: اجتماعی ، عاشقانه

به نام خدا

یانار 
هدف از رمان:هنجار شناسى،روایت واقعیت¬هاى زیر پوستى جامعه و پرداختن به سنت¬هاى پوسیده.
خلاصه: دخترانى که با هزار امید ازدواج مى¬کنند تا از آنچه که هستند و در آن زندگى مى¬کنن رهایى پیدا کنند،اما دریغ از لحظه¬اى تنفس،دریغ از رویاهاى کودکانه و عاشقانه و دریغ از لحظه¬اى آرامش….زندگى پیش رویشان سخت¬تر از آنى بود که در تصورشان بود.آن¬قدر که دخترى را از نفس انداخته و دیگرى را به نفس زدن مى¬اندازد …. 
* امیدوارم همیشه سلامت و موفق باشی چون لایقش هستی . 
این رمان رو تقدیم می کنم به بهترین دوست و بهترین همراهم در این کتاب،خانوم زهرا مشکاتی.

مقدمه:

زبانه¬های آتش را تماشا می¬کنم که زندگی¬ام را در خود فرو می کشاند.
اما نه فغانی هست و نه شیونی…
من خود پاره¬ای از آتش شده¬ام که مَشک¬ها اشک درد تن و روحم را تسکین می¬دهد و آتش جانم را رو به خاموش نمی¬کند.
همه می¬دانند که هیچ راه نجاتی نیست برای زنی که زنانگی را از او گرفته¬اند و آغوشش را قفل و زنجیر کرده¬اند! 
من باید بمانم در قبرستان آرزوهایی که هر شب در آن،محشری برپا می¬شود . 
رعب انگیز و جان فرسا…هر شب آرزوهایم از گور بر می¬خیزند و می¬خواهند که من را هم با خود ببرند. در صورتی که معادی نیست برای منی که دنیای حسرت¬ها به من بشارت داده شده؛نه بهشت و نه حتی جهنم! 
و دنیای حسرت¬ها جهنمی است که هر روز بهشت را در خود می سوزاند . 
به راستی چه خیال مهالی است؛اندوه¬ها را در کاغذ جا دادن! زیرا اندوه در دم انسان می¬آید و با باز دمش جا گیرتر می¬شود! و برایش راه خلاصی نیست جز فراموشی و فقط خدا می¬داند که چه کسانی آن¬قدر لایق و عزیزند که این نعمت نصیبشان شود و بقیه محکوم هستند به یاد آوردی تا آن موقع که از درد خودشان آتش به زندگیشان بیاندازند! اما من محکوم شدم به یادآوری فراموشی و چه دردی از این سهمگین¬تر؟ درد من این نیست که هیچ قاب عکسی،عکس مرا فریاد نمی¬زند! چون که این روز ها قاب عکس¬ها پر از آدم هستند و خالی از انسان.من زنی هستم که تمام تلاشم را کردم که سرباز خانه¬ام باشم و از آن تا پای جان دفاع کنم… در صورتی که من نمی¬دانستم اصلا خانه¬ای برای حراست از آن ندارم و آنها مرا در توهم¬ها و تلقین¬ها مدفون کرده بودند تا روزی نرسد که از آن جا بیرون بیایم و پشت پا بزنم به خواسته هایشان تا مبادا از داشته¬هایشان بکاهم ! 
هیچ کس نمی¬دانست که من آتشی بودم زیر خاکستری که روزی شعله ور می¬شد و آتش به جان زندگیشان می¬انداخت در آخر هم خود به کام نابودی می¬رفت اما حرمت زن بودنش را با تمام عذاب هوایی که به او دادند،حفظ خواهد کرد .

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
1,552 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 184
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


تبلیغات متنی