نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان یتیم خانه مرگ 

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
دوشنبه ۷ مهر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان یتیم خانه مرگ 

دانلود رمان یتیم خانه مرگ

نام کتاب:‌ یتیم خانه مرگ
نویسنده: نرگس زنده بودی
ژانر : ترسناک
قدیمی زندگی می‌کنند؛ متوجه می‌شن که داره اتفاقات عجیبی واسشون می‌افته. اونا تنها کسانی بودن که شاهد این اتفاق‌ها بودند. تا این که یک روز، دو تا برادر دوقلو به بهانه‌ی بازدید و تحقیق درباره‌ی یتیم خونه وارد اون‌جا می‌شن و به جمع دخترا می‌پیوندن.
بلاهایی سرشون میاد که حتی فکرشم نمیتونید بکنید!

مقدمه:
جیغ، خون، ترس و وحشت، همه و همه در یتیم خانه‌ای که در گوشه به گوشه‌ی آن بوی مرگ می‌آید.
یلدا، آوا، لیلی و توسکا دخترانی که قربانی این یتیم خونه می‌شوند.
دخترانی که با تک تک سلول‌های بدنشان ترس را تجربه می‌کنند!
یاشا برگشته…

***
سخن نویسنده:
به نام خدایی که هستی از اوست
و ما هرچه داریم، همه لطف اوست
یه تشکر ویژه از مدلینگ های عزیز که درخواست من رو واسه استفاده از عکساشون برای شخصیت های رمان قبول کردن:
یلدا _ آماندا سیفرید
توسکا _ پریسا شاهین
لیلی _ ملیکا زمانی
آوا _ یاسمین کلاهان
عرشیا و آریا _ پوریا مهر پور
“تقدیم به خواهر عزیزم محدثه”
(یلدا)
با شنیدن صدای جیغ به بالا پریدم. نگاهی به اطراف انداختم. چشمم به لیلی و توسکا که می‌خندیدند؛ افتاد.
آوا هم مثل منگل‌ها ادا در می‌آورد.
با حرص بالشتم رو به سمتشون پرت کردم که توسکا گرفتش.
توسکا با لبخند گفت:
_جونم خواهری..
آوا اخم ساختگی کرد و عصبی گفت:
_کارت زشت بود لیلی! چرا جیغ کشیدی؟
لیلی مظلومانه گفت:
-خب قلقلکم دادی!
دستم رو به نشونه‌ی سکوت بالا آوردم.
-خفه، بی …. دیگه، مگه الان وقت صبحونتون نیست؟ گم‌شید برید صبحونه بخورید.
پتو رو کنار زدم.
زیر لب گفتم:
-سر صبح گند می‌زنند به اعصاب آدم!
توسکا کنجکاو نگاهم کرد و لب زد:

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
511 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 184
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


تبلیغات متنی